زبان بدن به انواع شکل‌های ارتباط غیر کلامی یا رفتاری اشاره می‌کند که یک فرد از طریق رفتارهای فیزیکی خود، بدون آنکه صحبتی بکند با دیگران قادر است، ارتباط برقرار نماید. این رفتارها می‌تواند مربوط به وضعیت و حالات بدنی (محل قرار گرفتن دست‌ها، پاها، نحوه نشستن، ایستادن، راه رفتن، خوابیدن)، ژست‌ها (حالت‌ها، اطوارها، اَداها)، حرکات و اشارات بدنی، جلوه‌های هیجانی صورت و حرکات چشم‌ها باشد.

درزندگی روزمره وقتی با دیگران وارد صحبت نمی شویم با حالات مختلف بدن خود با آن ها ارتباط برقرار می کنیم. نتایج برخی از مطالعات نشان می‌دهد که زبان بدن می تواند گویاتر از کلمات، منظور و احساس را منتقل کند. احساساتی که در طول مذاکرات از اهمیت خاصی برخوردار هستند.

 

ما در زندگی روزمره خود مدام در حال مذاکره هستیم. طرف مذاکره می تواند رییس، همکار، کارکنان یا مشتریان ما باشند. حتی این مذاکرات در فضای خانه هم وجود دارد و بارها پیش آمده است که با خانواده خود بر سر آنچه می خواهیم وارد گفتگو می‌شویم. برقراری یک مذاکره موفق، مهارتی است که با تمرین تکنیک‌های مختلف می‌توان به آن دست پیدا کرد.

 

در زاویه 45 درجه قرار بگیرید 

وقتی در حالت رو در رو و مستقیم هستید، ناخودآگاه نوعی احساس تقابل بین شما و طرف مقابل ایجاد می‌شود. چنانچه خواهان یک مذاکرهساده باشید این وضعیت مشکل‌آفرین می شود. از ساده‌ترین راه‌حل‌ها این است که بدن خود را در زاویه‌ای 45 درجه قرار دهید. چه در حالت ایستاده یا نشسته هستید، شانه های خود را کمی به عقب بکشید.

 

مستقیم نگاه کنید 

در یک جلسه داخل اتاق، به چشم هیچ کس خیره نگاه نکنید. استفاده از صندلی های گردان کمک می کند که حالت بدنی خود را راحت تر تغییر دهید و در وضعیت نگاه کردن مستقیم قرار نگیرید.

 

آینه حرکات بدن طرف مقابل هماهنگ شوید

نتایج یک بررسی نشان داده است که تشابه حالت فیزیکی بدن باعث ایجاد احساس راحتی در بین افراد می شود و فضای توافق را ساده‌تر می کند. البته در استفاده از این تکنیک باید دقت لازم را داشته باشید وگرنه اثر معکوس خواهد داشت! افراد هنگام صحبت با شما بارها حالت بدنی خود را تغییر می‌دهند. پس از تغییر حالت آن‌ها کمی صبر کنید و بعد ماهرانه وضعیت بدن خود را مانند آن‌ها تغییر دهید.

 

سرعت صحبت کردن را تنظیم کنید 

معمولا افرادی که سریع‌تر فکر می کنند، سریع هم صحبت می کنند. آن‌ها جزئیات زیادی در ذهن خود دارند که می خواهند آن را به دیگران انتقال دهند. گاهی اوقات هم ممکن است که افراد به دلایلی مانند استرس یا دیگر موارد نتوانند با سرعت شما صحبت کنند. 

بعضی مواقع سریع‌تر صحبت کردن شما باعث می شود که فرد مقابل نتواند اطلاعاتی را که به او می‌دهید درست پردازش کند. از این‌رو لازم است که ابتدا صحبت کردن افراد را گوش دهید و سرعت خود را با آن‌ها هماهنگ کنید.

 

خمیده بودن علامت بی‌احترامی است 

این علامت می گوید که خسته هستید و علاقه‌ای به جایی که در آن هستید ندارید. شما هرگز به رییس‌تان نمی گویید: « نمی فهمم چرا مجبورم به تو گوش بدهم »، اما اگر خمیده باشید، مجبور نیستید بگویید. 

بدن‌تان آن را برای تان بازگو می کند، با صدایی بلند و به وضوح. از سوی دیگر، خمیده بودن در نتیجه متلاشی شدن بدن‌تان ایجاد می شود و فضای کمتری اشغال می‌کند و قدرت کمتری منعکس می کند.حفظ حالتی خوب حکم بر احترام می دهد و مشارکت هر دو طرف بحث را بالا می برد.

 

ساعت را فراموش کنید 

نگاه به ساعت وقتی که با کسی صحبت می کنید علامتی واضح از بی‌احترامی و غرور است. این حرکت حامل این پیام است که کارهایی بهتر از صحبت کردن با فردی که با او هستید برای انجام دارید و نگران از دست دادن آن‌ها هستید.

 

 

روی خود را از دیگران برگردانید 

سعی کنید به سمت فردی که در حال صحبت است رو کنید و کمی خود را خم کنید گویی که به صحبت‌های آنان گوش فرا می‌دهید. این برای فردی که صحبت می کند نشانه این است که همه توجه و تمرکز شما را به خود معطوف کرده اند.

 

اینجا مدرسه نیست، دست به سینه ننشینید 

دست به سینه یا پاهای روی هم انداخته، تا حدودی موانع فیزیکی هستند که نشان می‌دهند شما پذیرای گفته‌های فرد مقابل نیستید. حتی اگر لبخند بزنید، ممکن است شخص مقابل حس غر زدن دریافت کند. حتی اگر دست به سینه نشستن احساس راحتی بیشتری می‌دهد، تا حد امکان در مقابل انجام چنین کاری مقاومت کنید.

 

بسته نباشید 

دست‌ها و پاهایتان را ضربدری نگذارید، به عبارتی دست به سینه ننشینید و پاهای تان را روی هم نیندازید. بله، دست به سینه نشستن راحت تر است ولی حالت دفاعی به خود می گیرید. به علاوه، این کاری است که خانم‌ها خیلی انجام می‌دهند. 

وقتی دست به سینه می نشینید و پاهای تان را روی هم می اندازید، جمع می شوید که متضاد حالت داشتن قدرت زیاد است. تستوسترون شما به طور خودکار کاهش می یابد و کورتیزول  شما سریعا افزایش می یابد.

 

دست تان را حرکت دهید 

دست‌هایتان را حرکت دهید. بخش بروکا در مغز که به تولید گفتار کمک می کند، وقتی حرف می زنیم و با دست‌هایمان حرکت هایی انجام می دهیم، فعال است. این خبر عالی برای کسانی است که وقتی حرف می زنند از دست های شان استفاده می کنند. این کار در اصل به شما کمک می کند تفکرات واضح تری را شکل دهید.

 

ناهماهنگی بین کلمات و علایم صورت شما 

ناهماهنگی بین کلمات‌تان و علایم صورت‌تان باعث می شود افراد احساس کنند که چیزی درست نیست و به تدریج شک خواهند کرد که شما سعی دارید آنان را گول بزنید؛ حتی اگر دلیل یا چگونگی آن را ندانند. برای مثال، یک لبخند عصبی در حالی که پیشنهادی را در یک مذاکره رد می کنید به گرفتن آن چیزی که می خواهید به شما کمک نخواهد کرد.

 

موهای پریشان نشانه چیست 

بی‌قراری و مرتب کردن موهایتان علامت این است که شما نگران هستید یا انرژی زیادی دارید، اعتماد‌به‌نفس دارید یا حواس‌تان پرت است. ممکن است افراد شما را به عنوان فردی بشناسند که بسیار زیاد به ظاهر خود اهمیت می دهد و توجه زیادی به حرفه خود ندارد.

 

با اقتدار دست بدهید 

سست دست دادن علامت این است که شما قدرت و اعتماد به نفس ندارید، در حالی که دست دادن بسیار قدرتمند را می توان تهاجمی و تلاش برای غلبه تلقی کرد که به همان اندازه بد است. دست دادن خود را با افراد و موقعیت ها سازگار کنید، اما اطمینان حاصل کنید که همیشه محکم دست بدهید.

 

نچسبید 

نزدیک شدن بسیار. اگر خیلی به کسی نزدیک شوید، علامت این است که برای حریم شخصی و درک آن احترام قائل نیستید. این می تواند باعث ناراحتی افراد شود.

 

نکته آخر 

اجتناب از این اشتباهات زبان بدن به شما کمک می کند که ارتباط قوی‌تری در زمینه کاری و شخصی شکل دهید. یادتان باشید برای ایجاد یک ارتباط در وهله اول باید انعطاف پذیر باشید و حواس و تمرکز خود را روی درک خواسته طرف مقابل معطوف کنید. پس از آن باید بتوانید خواستهخود را به بهترین شکل مطرح کنید. اینجا است که زبان بدن نقشی کلیدی در ایفای منظور شما پیدا خواهد کرد.

 

دلایل پایین بودن اعتماد‌به‌نفس 

آیا تا به حال به ارزش واقعی خود فکر کرده‌‏اید؟ چه اندازه به خود احترام می‏‌گذارید؟ در مواجهه با مشکلا‏ت چگونه برخورد می‌کنید؟ با قدرت و قوت رفتار می‌کنید یا ضعف و انفعال رفتار می‏‌کنید؟ اصولاً با شکست چگونه روبرو می‌شوید؟ خود را مقصر می‌دانید و به سرزنش و ملامت خود می‏‏‌پردازید، یا شکست را به عنوان واقعیتی از زندگی می پذیرید؟ در مقایسه خود با دیگران چه حالتی به شما دست می‌دهد؟

"من خیلی اعتماد به نفسم پایینه می‌توانم بگم اصلا ندارم. این رفتار باعث شده که خیلی رفتارهای بد دیگه‌ای هم پیدا کنم مثلا زود از حرف کسی ناراحت می‌شوم. زود قهر می‌کنم. عصبانی و پرخاشگری می‌کنم. از همه متنفر می‌شوم خودمم واقعا عذاب می‌کشم خیلی زود رنجم باعث شده که حرفای اطرافیان رو سریع به خودم بگیرم و ازشون متنفر میشم دوس دارم باهاشون قهر کنم."

 

پاسخ : عمدتا حساسیت و زود رنجی نشات گرفته از اعتماد به نفس پایین است لذا افرادی مثل شما که خیلی زود می‌رنجند باید تلاش جدی برای ترفیع اعتماد‌به‌نفس خود داشته باشند ضمن اینکه سعی کنید بینش مثبت نسبت به دیگران داشته باشید. ممكن است علّت رنجش شما از دیگران این باشد كه نسبت به ایشان دید منفی داشته و فكر كنید همه مخالف شما هستند و شما را دوست ندارند، این تصور باعث می‌شود كه بدون دلیل از دیگران برنجید.

 

سعی كنید نگرش خود را نسبت به دیگران تغییر دهید و بپذیرید كه همه شما را دوست دارند و اگر هم در مواردی به شما تذكر می‌دهند یا سخت می‌گیرند، از آن جهت است كه شما برای ایشان مهم هستید و همه نگران حال شما هستند، از باب دلسوزی به شما تذكر می دهند. به پیامدهای منفی حالت رنجش از دیگران توجه کنید.

 

اگر به صورت جدّی درصدد اصلاح این حالت نباشید، زود رنجی به مرور زمان تبدیل به عادت و حتی یك ویژگی شخصیّتی در شما خواهد شد و پیامدهای منفی بسیاری را به دنبال خواهد داشت. هیچ‌گاه نمی‌توانید در زندگی خود موفّق شوید و با دیگران ارتباط صمیمی و عاطفی برقرار كنید، توجه به این مسایل، ضرورت بازنگری و تصمیم جدّی در جهت رفتار شما را می‌طلبد كه نسبت به دیگران نگرش مثبت داشته و اعتماد‌به‌نفس را در خویشتن تقویت نمایید. سعی کنید علت زودرنجی خویش را شناسایی نموده، در جهت حلّ آن بكوشید.

 

امكان ندارد كه زودرنجی شما بدون جهت و بی‌دلیل باشد، حتماً دلیل و علّتی دارد ولو این كه شما آن را نشناسید. بنابراین سعی كنید علّت آن را بشناسید، هر موقعیتی كه برای شما ناراحت كننده است از آن دوری نموده و یا از قبل تمرین كنید كه اگر در چنین موقعیّتی دچار شوید چگونه باید برخورد كنید.

 

به جای زودرنجی، صبر و تحمّل خویش را بالا برده و روحیه مقاومت، سرسختی و عزّت‌نفس را در خویش تقویت نمایید. ظرفیت و توانایی تحمّل سختی‌ها و پذیرش محدودیت‌ها و كمبودها را در خود افزایش دهید ضمن اینکه حتما به پرورش استعدادها و قابلیت‌های خود بپردازید. چون در تقویت اعتماد‌به‌نفس‌تان بسیار موثر خواهد بود.

 

 

چرا باید راز دار باشیم؟ 

رازداري همان حفظ اسرار، و پنهان داشتن مسائل خصوصياست که مردم نبايد از ان اطلاع حاصل نمايند. موراد بسياري هست که يک مسلمان بايد در آن رازداري خويش را حفظ نموده و موضوع را براي هيچ کس بازگو ننمايد، از جمله:

مسلمان درحفظ اسرار نهايت سعي خود را مي کند، حال اين اسرار مربوط به خوداو باشد يا آنکه مربوط به شخص ديگري باشد به او اعتماد نموده است. در صورت نگاهداشتن اسرار توسط تو، احساس امنيت و آرامش کرده و در غير اين صورت درمعرض خطر و ضرر و زيان خواهد بود.

تا دلمان می‌گیرد به دنبال بهانه کوچکی می‌گردیم تا با اطرافیان‌مان درد و دل کنیم و با حرف زدن، کمی از بار روانی مشکلات‌مان کم کنیم، اما گاهی همین درد و دل‌های ساده و خودمانی کار دستمان می‌دهد. وقتی درد و دل می‌کنیم یادمان می‌رود بعضی حرف‌ها نه تنها از دلمان بلکه نباید از چهاردیواری‌مان بیرون رود.

 

راز و البته حفظ آن مقوله‌ای است که همیشه با آدمی بوده است. این که فرد رازش را به چه کسی بگوید و به چه کسی نگوید، دغدغه‌ای است که همواره ذهن آدمی را به خود مشغول داشته است. یکی از دشوارترین مواقع در زندگی آدمی وقتی است که بفهمد رازش فاش شده و دشوارتر از آن وقتی است که بفهمیم این راز از سوی فردی خودی فاش شده که زمانی محرم اسرارمان بوده است.

 

حریم خصوصی را چگونه تعریف می‌کنید؟ 

براساس منابع علمی، حریم خصوصی یعنی یک فرد یا گروه بتواند خود یا اطلاعات مربوط به خود را مجزا کند و در نتیجه بتواند خود یا اطلاعاتش را با انتخاب خویش در برابر دیگران آشکار کند. ریشه و اساس مشکل حریم خصوصی مربوط به افشاگری نامناسب و بدون کنترل داده‌های شخصی است. 

 

برخی از مردم به سادگی رازهای خود و دیگران را افشا می‌کنند و پیامدهای منفی آن را نمی‌سنجند. و به قول سعدی: «خامشی به که ضمیر دل خویش - به کسی گویی و گویی که: مگوی» «ای سلیم! آب ز سرچشمه ببند - که چو پر شد، نتوان بستن جوی».

 

 

این حرفی كه درحال گفتنش هستم چیست؟ راست است؟ دروغ است؟ اجازه دارم آن را بیان كنم؟ شكل گفتنم درست است؟ در حال انتقال چه اطلاعاتی به شنونده خود هستم؟ و عواقب احتمالی این حرفم چیست؟  

 

اگر بدانید كه یك لحظه بی‌ملاحظگی به ظاهر ساده شما در  نگه نداشتن یك راز تا چه حد می‌تواند خطرناك باشد - احتمالا مثل نارنجكی كه به كمر شماست - مواظب ضامن آن خواهید بود. راز، یكی از انواع حق‌الناس محسوب می‌شود. 

 

پس همان‌طور كه از فاش‌شدن اسرار زندگی خصوصی خودتان می‌ترسید، از گفتن راز مردم بترسید و خیالتان جمع باشد كه كاملا ترس بجایی دارید. این خطر را جدی بگیرید و با ضامن این نارنجك هیچ‌وقت بازی نكنید.

 

امیرمؤمنان زبان را مانند تیری كه به خطا می‌رود خطرناك می‌شمرد و این‌گونه وصفش می‌كند: "احذروا اللسان فانه سهم یخطی؛ از زبان بترسید كه آن تیری است كه (بسیار) به خطا می‌رود."

 

آن‌قدر این صفت‌ شناخته شده است كه بسیاری از كنایه‌ها مثل اینكه «فلانی دهان لق است»، «دلش در و طاقچه ندارد» و «سفره‌ دلش را هر جایی باز می‌كند» یا «حرف كسی را این طرف و آن طرف می‌برد» و نظایر آن اشاره به همین صفت زبان دارند. 

 

کمتر حرف بزنید

 برای اینكه بتوانید مراقب زبان خود باشید باید در قدم اول كمتر حرف بزنید. كسی كه پر حرفی می‌كند دقت در پردازش حرف‌هایش را از دست می‌دهد. به همین‌خاطر است كه افراد پر حرف برای رازداری چندان قابل اطمینان نیستند. اگر می‌خواهید رازدار باشید كمتر حرف بزنید تا‌ چیزی كه نباید بگویید، ناگهان از دهانتان بیرون نپرد. مطمئن باشید ضرر نمی‌كنید.

 

با شیوع غیبت بجنگید!

اگر كسی با اشتیاق، برای گفتن راز دیگران به ‌سراغ شما می‌آید و با بی‌میلی شما به شنیدن آن راز روبه‌رو شود و به در بسته بخورد، حتما دفعه بعد به ‌دنبال مشتری دیگری خواهد بود. نه زبانی باشید برای گفتن راز دیگران و نه گوشی برای شنیدن اسرار خلق خدا از زبان دیگری. اگر همه این‌طور باشیم حلقه شایعه خواهد شكست و بازار آبروبری و غیبت كساد خواهد شد. 

 

مواظب عادت‌های غلط باشید 

از چیزهایی كه باعث افشای یك راز، چه راز خودتان و چه راز دیگری می‌شود عادت‌های غلطی است كه ممكن است برای شما گران تمام شوند. مثل دادن اطلاعات غیرضرور به افرادی كه نمی‌شناسید یا گفتن بی‌دلیل هر حرفی حتی به كسانی كه می‌شناسید. تا زمانی كه سری در اختیار شماست او اسیر شماست اما وقتی آشكار شد شما اسیر او هستید. حضرت امیر می‌فرمایند: «من كتم سره كانت الخیره بیده؛ كسی كه راز خویش را حفظ كند اختیار خود را در دست دارد.»

  

چند مورد از اثرات نامطلوب عدم رازداری 

برخی از مردم به سادگی رازهای خود و دیگران را افشا می کنند و پیامدهای منفی آن را نمی سنجند. و به قول سعدی: «خامشی به که ضمیر دل خویش - به کسی گویی و گویی که: مگوی» «ای سلیم! آب ز سرچشمه ببند - که چو پر شد، نتوان بستن جوی»

 

1) پرورش شخصیت منفی2) شیوع اختلالات روانی از جمله افسردگی و اضطراب

3)  شیوع بدبینی در جامعه یا پایین آمدن مشارکت عمومی

4) کاهش درجه ایمان و اعتقاد به خدا

5)  غفلت و انحطاط اخلاقی

6)  اشاعه زشتی

 

پس عادت كنید قبل ازگفتن هر حرفی 3 سؤال از خودتان بپرسید:

 

چه می‌گویم؟ 

این حرفی كه درحال گفتنش هستم چیست؟ راست است؟ دروغ است؟ اجازه دارم آن را بیان كنم؟ شكل گفتنم درست است؟ در حال انتقال چه اطلاعاتی به شنونده خود هستم؟ و عواقب احتمالی این حرفم چیست؟ 

 

برای چه می‌گویم؟ 

دلیل من برای بیان این حرف چیست؟ آیا دلیل معقولی برای آن دارم؟ مطمئن باشید اگر دلیل معقولی برای بازگو كردن حرف خود پیدا نكنید حتما بیان آن حرف، احتمال اشتباه كردن‌تان را بالاتر می‌برد.

 

به كه می‌گویم؟ 

آیا شنونده و مخاطب خودم را خوب می‌شناسم؟ آیا دقیقا خصوصیات اخلاقی او را می‌شناسم؟ آیا می‌دانم ممكن است بعد از شنیدن حرف‌های من چه عكس‌العملی نشان بدهد؟ بسیاری از مشكلات از جایی شروع می‌شوند كه ما به‌اصطلاح سفره دلمان را پیش هركس و ناكسی باز می‌كنیم و بعد نتایج زیان بار آن دامان خودمان را هم می‌گیرد.

 

نکته آخر 

راز سخن گفتن طوطی‌ها هم برملا شد.پس از همین امروز تصمیم بگیرید،طوطی نباشید، طوطی‌ها در تقلید آواها و صحبت کردن انسان باشد، بی نظیر هستند و برای مردم جذاب، در صورتی که اگر شما رازدار نباشید از گروه‌های دوستی و فامیلی  حذف خواهید شد. 

 

 

 افسردگی با فعالیت زیاد در شبکه‌های اجتماعی 

برای اطلاق افسرده بودن به فرد، او باید تمام روز و تقریباً هر روز این حالت را داشته باشد. این خلق و خوی افسرده توسط خود شخص با احساس اندوه، پوچی و افسردگی حس می شود یا توسط اطرافیانش مشاهده می گردد. در میان کودکان یا بزرگسالان، این خلق و خو می تواند با تندخویی بروز پیدا کند.

محققان دانشکده پزشکی دانشگاه پیتزبرگ اخیراً تحقیقی درمورد تاثیرات شبکه‌های اجتماعی بر روحیات کاربران آن‌ها انجام داده‌اند. این تحقیق مشخص کرد که هر چه جوانان زمان بیشتری را صرف شبکه‌های اجتماعی کنند، احتمال افسرده بودن آن‌ها بیشتر است. یافته‌های این تحقیق می‌تواند به متخصصین بالینی برای کمک به بیماران افسرده مفید باشد.

 

دکتر پریماک، محقق پروژه تحقیقاتی و مدیر مرکز تحقیقاتی پیتز در ارتباط با رسانه‌ها، تکنولوژی و سلامت، می‌گوید، "از آنجا که شبکه‌های اجتماعی به بخش بسیار مهمی از روابط انسانی تبدیل شده است، برای متخصصین درمان‌های بالینی که با جوانان سروکار دارند، خیلی مهم است که توازن بین مصرف مثبت و مصرف مشکل‌زا را درک کنند."

 

دکتر پریماک و تیم تحقیقاتی او روی ۱۷۸۷ فرد بزرگسال امریکایی بین ۱۹ تا ۳۲ ساله تحقیق کردند و در پرسشنامه‌هایی که به شرکت‌کننده‌ها داده شده بود درمورد جزئيات استفاده از شبکه‌های اجتماعی سوال شده بود. سپس پاسخ‌های پرسشنامه‌ها با یک ابزار ارزیابی برای افسردگی تطبیق داده شد. شبکه‌های اجتماعی سوال‌شده در پرسشنامه عبارت بودند از: Facebook، Youtube، Twitter، Instagram، Google Plus، Snapchat، Tumblr، Pinterest، Vine، LinkedIn

 

براساس نتیجه پرسشنامه‌ها، شرکت‌کننده‌ها ۶۱ دقیقه در روز از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند و به طور متوسط ۳۰ مرتبه در هفته به رسانه‌های اجتماعی مختلف سر می‌زنند. نکته هشداردهنده در این تحقیق این بود که یک چهارم این افراد جزء افراد با شاخص افسردگی بالا طبقه‌بندی شده بودند. در این تحقیق ارتباط  قابل‌توجه و خطی بین استفاده از شبکه‌های اجتماعی و افسردگی دیده شد، چه بر مدت زمان استفاده از این شبکه‌ها باشد یا دفعات سر زدن به آن‌ها.

 

درمقایسه با شرکت‌کننده‌هایی که دفعات کمتری به شبکه‌های اجتماعی سر می‌زدند، شرکت‌کننده‌ایی که از رسانه‌های اجتماعی با دفعات بیشتر در روز استفاده می‌کردند، ۲٫۷ مرتبه احتمال افسردگی داشتند. و در مقایسه با آنهایی که مدت زمان کمتری در روز در این شبکه‌ها وقت می‌گذراندند، آنهایی که زمان کلی بیشتری را صرف این شبکه‌ها می‌کردند، ۱٫۷ مرتبه بیشتر در خطر افسردگی بودند. محققان همچنین سایر عوامل احتمالی افسردگی ازجمله سن، جنسیت، نژاد، وضعیت تاهل، شرایط زندگی، سطح تحصیلات و درآمد را نیز در این تحقیق لحاظ کردند. یکی از نویسندگان این تحقیق می‌گوید، این احتمال وجود دارد که افراد افسرده برای پر کردن خلاء درونی خود از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند. ولی استفاده از شبکه‌های اجتماعی خود می‌تواند منجر به افسردگی شود و این نیز متعاقباً به استفاده بیشتر از این شبکه‌ها می‌انجامد.

 

ولی چرا استفاده زیاد از شبکه‌های اجتماعی می‌تواند منجر به افسردگی شود؟ این تحقیق توضیح می‌دهد که قرارگیری در معرض نمایش همسالان از خود در این شبکه‌ها، احساس حسادت را در افراد ایجاد می‌کند و باعث می‌شود تصور کنند که دیگران همه زندگی‌های بهتر و شادتری نسبت به ایشان دارند. افرادی که در فعالیت‌های بی‌معنی‌تری در شبکه‌های اجتماعی شرکت می‌کنند باعث می‌شود که تصور کنند که وقت خود را تلف می‌کنند. همچنین استفاده بیشتر از این شبکه‌ها احتمال آزار و اذیت‌های اینترنتی را افزایش می‌دهد که این هم خود می‌تواند منجر به افسردگی در فرد شود. و شبکه‌های اجتماعی «اعتیاد به اینترنت» را افزایش می‌دهد که یک وضعیت روحی-روانی مرتبط به افسردگی است.

 

 

 

از امیدهای این تحقیق تشویق متخصصین برای سوال کردن از بیماران مبتلا به افسردگی درمورد استفاده از شبکه‌های اجتماعی حین ارزیابی آن‌ها است. و یافته‌های این تحقیق می‌تواند به عنوان پایه و اساسی برای تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر مشکلات سلامت عمومی در نظر گرفته شود.

 

شرکت‌های بسیاری از این شبکه‌های اجتماعی در کمک به افرادی که به نظر افسرده می‌آیند، فعالیت دارند. مثلاً اگر کاربری کلمه “depressed” افسرده یا “suicidal” خودکشی را روی شبکه Tumblr جستجو کند، منابع بسیار مفیدی برای او نشان داده خواهد شد و از فرد پرسیده خواهد شد که مشکلی دارد یا خیر. فیسبوک هم به کاربران این امکان را می‌دهد که نوشته‌های دیگران که حالت‌هایی از افسردگی در خود دارد را با فشردن فلش پایین «من تصور می‌کنم این نباید روی فیسبوک قرار گیرد» ؛ «تهدیدآمیز، خشونت‌آمیز یا متمایل به خودکشی است» ؛ «یک مورد را انتخاب کنید…» ؛ ارائه کمک یا پشتیبانی با گفتن اینکه کنارش هستید، درخواست کمک یا صحبت درمورد آن با فردی مورداعتماد یا درخواست از فیسبوک برای بازنگری آن متن و ارائه پشتیبانی.

 

فیسبوک می‌داند که شبکه اجتماعی آن تاثیر قابل‌ملاحظه‌ای بر روحیه کاربرانش دارد. به عنوان مثال، دانشمندان اطلاعات فیسبوک در سال ۲۰۱۲ یک آزمایش بسیار بحث‌برانگیزی بر رفتارهای انسانی انجام دادند که در آن صفحه اخبار ۶۸۹،۰۰۳ کاربر مورد ارزیابی قرار گرفت که در این ارزیابی یا کلیه پُست‌های مثبت یا کلیه پُست‌های منفی برداشته شد تا ببینند بر روحیات کاربران دیگر اثر می‌گذارد یا خیر. این آزمایش همانطور که انتظار می‌رفت پیش رفت. کاربرانی که محتویات منفی‌تر ملاحظه می‌کردند، خودشان هم محتویاتی منفی به اشتراک می‌گذاشتند و برعکس.

 

این تنها تحقیق انجام گرفته درمورد تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر افسردگی نبوده است. سال گذشته، تحقیقی در ژورنال روانشناسی اجتماعی و بالینی که توسط محققان دانشگاه هوستون انجام گرفت، مشخص کرد که افزایش استفاده از فیسبوک با علائم افسردگی در ارتباط است و به یک پدیده روانشناختی به نام «مقایسه اجتماعی» منجر می‌شود. در آگوست ۲۰۱۳، محققان دانشگاه میشیگان نیز تحقیقی به نام «استفاده از فیسبوک زوال سلامت فردی را در جوانان به دنبال دارد» منتشر کردند که در آن نتیجه‌گیری شد که هر چه افراد طی یک دوره بیشتر از فیسبوک استفاده کنند، میزان خوشحالی‌شان کاهش می‌یابد. در تحقیق دیگری که در سال ۲۰۱۴ به نام «عواقب احساسی فیسبوک: چرا فیسبوک منجر به بدتر شدن حال ما می‌شود و چرا باز از آن استفاده می‌کنیم» در دانشگاه اینسبرگ در اتریش انجام گرفت و مشخص کرد که فعالیت در فیسبوک تاثیری منفی بر حال و روحیه کاربران آن دارد. تحقیقات بسیار بیشتری دیگری هم در سایر دانشگاه‌ها در این زمینه انجام گرفته است که همه مصرف زیاد شبکه‌های اجتماعی را با افسردگی مرتبط دانسته‌اند.

 

اما اگر تصور می‌کنید مصرف زیاد شبکه‌های اجتماعی در شما هم باعث احساس افسردگی شده است، چه باید بکنید؟ به شدت توصیه می‌شود که با یک متخصص روانشناس در این زمینه صحبت کنید. همچنین استفاده از این شبکه‌ها را تا حد امکان پایین بیاورید و سعی کنید آن را با فعالیت‌هایی مثبت‌تر جایگزین کنید.