چگونگی تشکیل رعد و برق

بر اثر برخورد ابرهای دارای بارهای غیر همنام، واکنش‎های الکتریکی شدیدی به صورت نور و صدای شدید بنام صاعقه یا رعد و برق تولید می‎گردد و براساس مطالعات به عمل آمده توسط متخصصین تعداد رعد و برق در هر لحظه در سراسر دنیا بین 1500 تا 2000 بار می‎باشد.

 

این پدیده یک تخلیه ی الکتریکی شدید و بسیار سریع در هواست و همین تخلیه الکتریکی است که نور و صدا تولید میکند؛ در هنگام رعد و برق، برق در جریانات هوایی ِبالا و پایین ِ قوی داخل ابرهایی موسوم به کومولونیمبوس تاریک شکل می گیرد ؛ در این شرایط قطرات آب، تگرگ و کریستال های یخ با یکدیگر برخورد می کنند، دانشمندان عقیده دارند که این برخوردها بارهای الکتریکی را در ابر به وجود می آورد ؛ بارهای الکتریکی منفی و مثبت در ابر از یکدیگر جدا می شوند، بارهای منفی به بخش پایین تر ابر سقوط می کنند و بارهای مثبت در بخش های میانی و بالاتر می مانند، موقعی که اختلاف بارها به قدر کافی بزرگ می شود، یک جریان الکتریسیته از ابر به پایین و به زمین جریان پیدا می کند یا از یک بخش ابر به بخش دیگر یا از یک ابر به ابر دیگر جریان می یابد، که این بار معمولا مثبت و روی سطح زمین بار منفی القا میکند.

 

به این ترتیب مجموعة ابر، هوا و زمین به یک خازن بسیار بزرگ تبدیل میشود که لحظه به لحظه بار آن بیشتر میشود و بنابراین اختلاف پتانسیل دو قطب آن افزایش پیدا میکند، بالاخره مقدار این بار الکتریکی آنقدر زیاد میشود که اختلاف پتانسیل بین ابر و زمین به 10 تا 100 میلیون ولت میرسد و میدان الکتریکی حاصل از چنین اختلاف پتانسیلی میتواند هوا را با اینکه در حالت عادی نا رسانا ست در یک سیر خاص یونیزه و آنرا به رسانا تبدیل میکند و به محض اینکه چنین سیری از مولکولهای یونیزه رسانا از ابر تا زمین ایجاد شود بارهای الکتریکی به طرف هم حرکت می کنند و در عرض 0.0001 ثانیه جریان وحشتناکی در حدود 30 هزار آمپر از هوای یونیزه میگذرد.

  

اما هر جریانی ضمن عبور از ماده با مقاومت اتمهای آن روبرو میشود و این مقاومت بخشی از انرژی الکتریکی را به گرما تبدیل میکند. با استفاده از اصول اولیه الکترومغناطیس میتوانید تخمین بزنید این جریان در ولتاژ 10 میلیون ولت، توان گرمایی در حدود 100 میلیارد وات دارد و میتواند گرمایی در حدود 10 میلیون ژول ایجاد کند ؛ این گرما باعث میشود دمای هوا در مسیر آذرخش به 30 هزار درجه سانتی گراد برسد.

 

این تغییر ناگهانی دما (از حدود 300 کلوین به 300 هزار کلوین) حجم هوا را 100 برابر میکند و این یعنی یک انفجارِ واقعیِ انبساطِ سریع و شدید هوا ، که یک موج ضربتی(shock wave) در هوای اطراف ایجاد میکند و امواجی را با فشار بین 10 تا 30 اتمسفر بوجود می‎آورد، که با سرعت صوت و به شکل تندر یا رعد به گوش ما میرسد، اما گرمای ایجاد شده غیر از انبساط بلاهای دیگری هم سر مولکولهای هوا میاورد ، جریان شدیدی که از هوا میگذرد ، آن را گرم میکند و به تابش وا میدارد و تابشی است که یک مسیر نورانی بین ابر و زمین ایجاد میکند.

 

 

وقتی درباره بارش در دیگر سیارات از شما سؤال می‌شود کاملا حق دارید که بلافاصله به یاد آب بیفتید؛ اما در اشتباهید؛ زمین تنها سیاره‌ای است که آب مایع دارد؛ در حقیقت پدیده بارش باران از ابر در دیگر سیارات هم وجود دارد اما این بارش‌ها دیگر باران نیست. حتی نزدیک به آن هم نیست.

 

 اینجا بر روی زمین، ما انسان‌ها به نوع خاصی از بارش باران عادت کرده‌ایم اما بهتر است به موادی که در دیگر سیارات باریده می‌شوند نیز نگاهی بیندازیم:

 

بارش در سیاره زحل

سالانه حدود 1000 تن الماس بر سطح زحل می‌بارد. البته این در حد یک تئوری است و از سوی محققان ناسا عنوان شده است. بر اساس یافته‌ها به احتمال زیاد در سیاره زحل، نپتون، مشتری و برخی دیگر از سیارات باران الماس می‌بارد اما شرایط زحل برای این بارش‌ها از سایرین بهتر است.

 

بارش در سیاره زهره

در زهره بارش باران از جنس اسیدسولفوریک بسیار داغ را داریم. اتمسفر زهره پر از ابرهای اسیدسولفوریک است اما از آنجا که سطح سیاره دمایی به اندازه 894 درجه فارنهایت یا 480 درجه سلسیوس دارد، این قطره‌های باران اسیدی قبل از این که به گاز تبدیل شوند، خود را به فاصله 15.5 مایلی سطح سیاره می‌رسانند.

 

بارش در مریخ و مشتری

علاوه بر این‌ها، در مریخ پدیده بارش یخ خشک، در مشتری بارش هلیوم مایع و در خورشید بارش پلاسما وجود دارد، اما هنوز هم زمین تنها سیاره باران‌های آبی است.

 

بارش در تیتان

بر روی تیتان که بزرگترین قمر مشتری است، باران‌های توفان‌زایی از جنس متان یخ زده می‌بارد. همانطور که زمین دارای چرخه آب است، تیتان هم چرخه متان دارد و بارش متان در این قمر فصلی‌ است. متان باریده شده دریاچه‌ها را پر می‌کند، دریاچه‌ها بعد از آن تبخیر می‌شوند و بخار مجددا به شکل ابرهایی از متان در می‌آید و همه چیز دوباره آغاز می‌شود. از آنجا که دمای سطح تیتان سرد و منفی 290 درجه فارنهایت یا منفی 179 درجه سانتیگراد است، متان در این سیاره به حالت مایع در می‌آید. کوه‌هایی از یخ جامد نیز در این قمر مشتری مشاهده می‌شود.

 

 

 

فسیل یا سنگواره

منظور از فسیل هاى اندامى، بقایاى حقیقى موجودات زنده مى باشند که در حالات بسیار مساعد شکل آن ها با شکل موجود زنده اصلى اولیه کاملا تطبیق مى کند و تغییر زیادى در آن صورت نگرفته است.

فسیل چیست؟

معناى لغوى فسیل عبارت است از چیزى که از حفارى به دست آمده باشد. به عبارت دیگر فسیل ها، اجساد و بقایا و آثار موجوداتى مى باشند که پس از مرگ در بین رسوبات دفن شده و همراه با آن ها تحت تاثیر پدیده سنگ شدگى ( دیاژنز ) قرار گرفته اند.

 

بنابراین فسیل ها انواع باقیمانده جانورى و گیاهى نظیر جسم حیوانات و استخوان هاى مربوط به آن ها، تنه گیاهان قدیمى و ساختمان شان، کرم هاى نرم، ستاره هاى دریایى و غیره ( از نقطه نظر تشریحى ) و آثار و مواد به جامانده از آن ها نظیر فضولات، مدفوع، تخم ها ( آثار طبیعى ) و اثر لانه ها، آشیانه ها، رد پاها ( آثار مصنوعى ) را شامل مى شود و تمامى این ها به طور مستقیم توسط موجودات که در گذشته مى زیسته اند، به وجود آمده اند. بدین ترتیب براى آن که یک شى فسیل به حساب آید، بایستى بقایا و یا آثار فعالیت زیستى موجودات گذشته باشد.

 

انواع فسیل ها

 به طور کلى فسیل ها را به دو گروه تقسیم مى نمایند :

١. فسیل هاى اندامى

٢.  فسیل هاى اثری

 

منظور از فسیل هاى اندامى، بقایاى حقیقى موجودات زنده مى باشند که در حالات بسیار مساعد شکل آن ها با شکل موجود زنده اصلى اولیه کاملا تطبیق مى کند و تغییر زیادى در آن صورت نگرفته است. اما فسیل هاى اثرى علائم غیر مستقیم حیات هستند که توسط موجودات بر جاى گذاشته شده اند. جاى پاهاى دایناسور، اثرات ناشى از خزیدن تریلوبیت ها و سایر شواهد فرآیندهاى حیات همچون فضولات و مدفوعات که به صورت فسیل در آمده اند همگى جزء فسیل هاى اثرى محسوب مى گردند.

 

چگونگی تشکیل فسیل

فسيل های بخش هاي سخت (مانند استخوان ها و دندان ها) به صورت زير تشكيل شده اند:

1- بعضي از جانوران به سرعت بعد از مرگشان دفن شده اند (با دفن شدن زير گل و لاي يا دفن شدن در توفان شن و غيره).

2- با گذشت زمان رسوبات بيشتر  و بيشتري بقاياي جانور را پوشانده است.

3- بخش هايي از جانوران كه پوسيده و فاسد نشده (معمولاً بخش هاي سخت تر مثل استخوان ها و دندان ها) در زیر رسوبات تازه شكل گرفته دفن می شود.

4- در شرايط مساعد (بدون وجود لاشخورها، دفن سريع، نبودن تغييرات آب و هوايي خيلي زياد)، بخش هاي بدن جانور در طول زمان به فسيل تبديل مي شود.

 

5- بعد از مدت زماني طولاني، مواد شيميايي موجود در بدن جانور دفن شده تحت يك سري از تغييرات قرار مي گيرد. به طوري كه استخوان به آهستگي مي پوسد و فاسد مي شود، آب با مواد معدنيش به داخل استخوان رسوخ مي كند و مواد شيميايي داخل استخوان را با مواد معدني سنگ مانند جايگزين مي كند. فرايند فسيل شدن به نحوه جايگزيني  و حل شدن موادمعدني اصلي در شيء با مواد معدني ديگر بستگی دارد.

 

6- اين فرايند نتيجه اش يك كپي سنگ مانند سنگين از شيء اصلي است- یعنی يك فسيل. فسيل همان شكل شيء اصلي را دارد، اما از نظر شيميايي بيشتر شبيه به سنگ است. مقداري از هيدروكسي-اپتي اصلي (يك ماده اصلي سازنده استخوان) باقي مي ماند، اگرچه فسیل از سيليكا (سنگ) اشباع شده.

 

مکانهای مناسب برای تشکیل فسیل

از مناسب‌ترین مکان‌ها برای تشکیل فسیل یا سنگوارها می‌توان به حاشیه دلتاها و پیرامون کوه‌های آتشفشانی قدیمی که خاکستر از آنها متصاعد می‌شود و دریاهای کم عمق و یخچال‌ها و باتلاق‌ها نام برد. بیشتر دانشمندان معتقدند که فسیل‌ها در دریاهای قدیمی قرار داشته‌اند و در بین مواد رسوبی قرار گرفته‌اند و در اثر فشار و گرمای زیاد، به این شکل در آمده‌اند.

 

چرا فسيل ها به رنگ سنگند؟

به خاطر اين كه آنها سنگ هستند. يك شيء فسيل شده دقيقاً يك مدل سنگي از يك شيء باستاني است. يك فسيل نسبت به شيء اصلي از مواد متنوع تري ساخته شده است. در طول فرايند فسيل شدن، اتم هاي اصلي با مواد معدني جديد جايگرين مي شوند. به طوري كه يك فسيل همان رنگ (يا تركيب شيميايي) شیء اصلي را ندارد. فسيل ها رنگ هاي زيادي دارند و از انواع بسيار مختلفي از مواد معدني ساخته شده اند. رنگ فسيل به اين بستگي دارد كه سنگ احاطه كننده چه تركيبي دارد.

همچنين بعضي از فسيل هاي پوست (و بخش هاي نرم  ديگر) پيدا شده اند. رنگ پوست هم درطول دوره فسيل شدن حفظ نمي شود. همه آنچه كه امروزه باقي مانده يك مدل سنگي از شيء اصلي است.

 

چگونه فسیل ها را بیابیم؟

تکنیک ها و روش هاى مشخصى وجود دارند که دیرین شناسان از آن ها براى یافتن فسیل ها استفاده مى کنند. نباید اینطور تصور نمود در مکانى که فسیل یافت نمى شود، موجود زنده اى نیز در گذشته در آن جا نمى زیسته است. چه بسا موجودات زنده بسیارى در گذشته در آن مکان زندگى مى کرده اند اما محیط شرایط لازم براى فسیل شدن موجودات را نداشته است. از این رو است که بایستى خیلى خوش شانس باشیم تا بتوانیم فسیل ها را بیابیم.

 

براى یافتن فسیل قبل از هر جستجو، جمع آورى اطلاعات در مورد فسیلى که به دنبال آن هستیم لازم است. مثلا اگر در جستجوى فسیل هاى گیاهى باشیم اطلاعاتى نظیر این که این فسیل ها در زمان حیات خود چه شرایط زیستى داشته اند و براى فسیل شدن چه مراحلى را گذرانده اند، به ما کمک مى کند که تنها سنگ هاى بخصوصى را جستجو نماییم. به طور کلى آنچه معلوم است احتمال حضور فسیل در سنگ هاى رسوبى به مراتب بیش از سنگ هاى دگرگونى و سنگ هاى آذرین است. بطورى که در بین این سه گروه از سنگ ها قریب به ٩٩% فسیل ها در سنگ هاى رسوبى یافت مى شوند.

 

 

 

 

 

مواد رنگزای طبیعی ریشه گیاهی و حیوانی دارند و بیشتر در رنگرزی سنتی استفاده می‌شوند.

 

مواد رنگزای طبیعی

مواد رنگزای طبیعی دسته‌ای از رنگینه‌هایی با ثبات عالی و متوسط هستند که ریشه گیاهی و حیوانی دارند و بیشتر در رنگرزی سنتی نقش مؤثری دارند. روناس، اسپرک، نیل، گل بابونه، برگ انگور عسگری، چغندر، پوست پیاز، برگ درخت توت، وسمه، گل رنگ، گل جعفری، برگ انجیر، پوست انار، بلوط، پوست گردو، هلیله، سماق، زعفران، جا شیر و غیره از گیاهانی هستند که در ایران یافت شده و از مواد رنگزای آن‌ها در رنگرزی استفاده می‌شده‌است.

 

اسپرک (ورث): گیاهی‌است که در تمام نقاط ایران یافت می‌شود. با رنگینه آن انواع رنگ‌های زرد به دست می‌آید مثل طلایی، زرد، زرد طلایی، زرد کدر و شفاف.

نیل: ایندیگو یا نیل، برای تهیه شیدهای آبی تا سرمه‌ای استفاده می‌شود. گاهی نیل را در جاشیر، همراه با دندانه می جوشانند و رنگ سبز می‌گیرند و با افزودن روناس به آن رنگ بنفش می‌سازند. از وسمه نیز رنگ آبی به دست می‌آید.

 

سرخس وحشی: این گیاه بیشتر در مناطق مرطوب و شمال ایران می‌روید و ماده رنگ زایی آن در سر شاخه‌های گیاه یافت می‌شود و از آن رنگ سبز متمایل به زرد و خاکستری به دست می‌آید (رنگ سبز مایل به زرد با رعایت نسبت مواد دندانه بستگی خواهد داشت).

 

وسمه: کشت این گیاه توسط انسان دارای قدمت زیادی‌است. به دلیل داشتن زندگانه‌ای آبی و بنفش از عصاره گیاهی آن برای رنگرزی استفاده می‌کنند.

 

قرمز دانه: بهترین ماده رنگزایی که از حشره‌ای به همین نام تهیه می‌شود. این حشره اغلب برروی درختان بلوط، سرو، کاج و کاکتوس زندگی می‌کنند. در آسیا، اروپا، آفریقا و آمریکای جنوبی فراوان است. قرمز دانه را خشک کرده و به صورت پودر در آب و اسیدهای معدنی حل می‌کنند. حاصل، رنگ قرمز خوبی‌است که اگر به جای اسید از ماده‌ای قلیایی استفاده شود رنگ بنفش به دست می‌آید و از ترکیب با رنگ‌های گیاهی، انواع شیدهای رنگی تولید می‌کند. معروفترین قرمز دانه‌ها؛ قرمز دانه نپال و کاسیل (مکزیک) است. نام علمی این رنگ اسید کار منیک است. انواع قرمز دانه عباتند از: قرمز دانه هندی، لهستانی، مکزیکی، ارمنی، کرم ورمیلو. برای دندانه قرمز دانه از آب زرشک، قارا و آب انگور استفاده می‌کنند.

 

تمشک: این گیاه بیشتر در مناطق مرطوب و شمال ایران می‌روید و مصرف خوراکی دارد و جوانه‌های گیاه قسمت رنگ زای آن محسوب می‌شوند و در فصل بهار جمع آوری می‌گردد و از آن رنگ خاکستری تیره حاصل می‌گردد.

 

 

ماده رنگزای روناس ترکیبی‌ است به نام آلیزارین که در ریشه آن قرار گرفته‌است

 

پوست انار: مانند اسپرک رنگ زرد تولید می‌کند ولی ثبات آنرا ندارد. از گل زعفران، برگ مو (در اراک و مناطق مرکزی ایران)، جاشیر (در فارس) و گندل (در لرستان و کردستان و دیگر مناطق غربی ایران) نیز رنگ زرد و نارنجی به دست می‌آید.

 

مازو: از مازو در صنعت چرم‌سازی، مرکب سازی، رنگرزی و نیز پزشکی برای درمان سوختگی‌ها بهره می‌برند. مازوها انواع و رنگ‌های گوناگونی دارند. بهترین مازوها از برخی گونه‌های بلوط (مانند Pedunculate Oak) به دست می‌آید.

 

پوست گردو: ماده رنگزای موجود در پوست گردو ترکیبی‌ است به نام جاگلون که با آن انواع شیدهای قهوه‌ای روشن تا مشکی و خاکستری را می‌توان ایجاد نمود. تنوع این رنگ‌ها بستگی به استفاده از دندانه‌ها و مواد کمکی افزوده شده دارد. از گیاه سماق نیز برای تهیه رنگ‌های قهوه‌ای استفاده زیادی می‌شود.

 

جفت: جفت پوسته بین مغز و پوست میوه بلوط است که از آن رنگ بژ به دست می‌آ ید.

 

روناس: ماده رنگزای روناس ترکیبی‌ است به نام آلیزارین که در ریشه آن قرار گرفته‌است. با کم و زیاد کردن درصد دندانه و نوع آن، از این ماده شیدهای قرمز به دست می‌آید.

 

توت: درخت توت در مناطق معتدل و گرم می‌روید که میوه آن مصرف خوراکی دارد و برگ‌های آن ماده رنگ زایی دارد و میزان رنگ دهی آن کم است و از آن رنگ سبز مغز پسته‌ای حاصل می‌گردد.

 

پیاز: گیاهی یک ساله که مصرف خوراکی دارد و قسمت رنگ زای آن در پوست نازک یافت می‌شود و از آن رنگ‌های مسی، نارنجی و پوست پیازی حاصل می‌گردد.

 

 

 

 

مس، نقره، نیکل و پالادیوم بــرای استحکام بیشتر بـه طـلا افــزوده می‌شود

 

در مورد رنگ‌های طلا چه می‌دانید؟

با گفتن کلمه طلا، اصولا اولین چیزی که به ذهنمان می‌رسد، طلای زرد براق است. طلا به‌علت آنکه فلزی بسیار نرم و چکش‌خـور است، بـاید بـا فــلزات دیگـری آمیـختـــه شود تــا استحکام لازم را پیدا کند. به غیر از طلای ۲۴ عیار، مـابقی، آلیاژ طلا نامیده می‌شوند.

 

مس، نقره، نیکل و پالادیوم بــرای استحکام بیشتر و فلز روی به ایـن خـاطر بـه طـلا افــزوده می‌شود تا اکسیژن هوا را جذب کــرده و از اکـسیـدشــدن مـس و نـقـره جـلوگیــری کنـــد. عـیار طلا یا همان قـیـراط (KARAT)، درجـه خـلوص طـــلا را مشـخـص می‌کند. هـر قیـراط، ۱/۲۴ درصـد کل طلا در آلیاژ طلا را تعیین می‌کـنـد. البته آن را با CARAT که وزن الماس و دیگر سنگ‌های قیمتی را مشخص می‌کند، اشتباه نگیرید. یکCARAT معادل ۲۰۰ میلی گرم است.

 

اگر طلا را با مس و نقره مخلوط کنیم (در صورتی که مقدار طلای آن بیشتر باشد)، طلای زرد حاصل می‌شود اما اگر طلا را با نقره، مس و روی (نقره این ترکیب بیشتر است) مخلوط کنیم، طلای سبز به دست می‌آید و اگر طلا و مس (مقدار مس بیشتر از طلا باشد) را ترکیب کنیم، طلای قرمز (صورتی) نتیجه آن است. طلای سفید هم ترکیبی از طلا، نیکل، پالادیوم، نقره و روی است.

 

طلای سفید طبیعی، خاکستری روشن است؛ بـه هـمـین خاطر برای سفیدتر جلوه دادن آن، از روکش رادیوم برای پوشش آن استفاده می‌کنند. باتوجه به اینکه رادیــوم پــس از مدتی ساییده می‌شود، باید مجددا طلای سفید را روکش کرد؛ ایـن مدت ۱۲ تا ۱۸ ماه است.

 

نقره یکی دیگر از انواع جواهرآلات مصرفی است که مثل طلا بسیار نرم بوده و به‌سرعت آسیب می‌بیند، از این رو آن را معمولا با فلز مس ترکیب می‌کنند تا استحکام لازم را پیدا کند. درجـه خلوص نقره را با واحدهایی از هزار قسمت می‌سنجند. نقره پس از مـدتی به‌خـاطـر اکسـیـدهای گوگرد موجود در هوا یا عرق بدن، دچار تیرگی می‌شود کـه بـاید آن را مجددا پرداخت کرد.

 

پلاتین یا پلاتینیوم، فلزی سنگین و بسیار مقاوم است که مـعمولا با پـالادیـوم، رادیـوم، ایـریـدیوم، مس، روتیوم و تیتانیوم ترکیب می‌شود. درجه خلوص آن مانند نقره، بر پایه هزار قسمتی است. اگر بخواهیم پلاتین را با طلای سفید مقایسه کنیم، باید بگوییم پلاتین سنگین‌تر از طلای سفید است. این فلز به‌طور طبیعی، سفید بوده و درخشندگی و لومینانس بیشتری از طـلای سفید دارد. همچنین از طلا کمیاب‌تر بوده و در نتیجه گرانبهاتر است. در نهایت اینکه پلاتین مقاومت بیشتری نسبت به کدرشدگی دارد.

 

 

چگونگی کار کردن دستگاه گردش خون

دستگاه گردش خون شامل قلب و رگ هاست. قلب مانند یک پمپ خون را داخل رگ ها به جریان می اندازد. رگ ها لوله هایی هستند که خون را به قسمت های مختلف بدن می برند.

 

رگ ها عبارتند از:

سرخرگ: رگ هایی که خون را از قلب خارج می کنند شریان یا سرخرگ نام دارند. دیواره سرخرگ ها کلفت و ماهیچه ای است.

سیاهرگ: رگ هایی که خون را به قلب می آورند ورید یا سیاهرگ نام دارند. دیواره سیاهرگ ها نازک است. رگ ها در همه قسمت های بدن وجود دارند و خون در آنها جریان دارد. خون مواد غذایی سلول های مختلف بدن را تأمین می کند و مواد زاید (دفعی) را از آنها می گیرد. اگر رگ ها وجود نداشته باشند یا اگر خون درون آنها نباشد، سلول ها چون قادر به تغذیه نیستند بعد از مدت کوتاهی می میرند.

مویرگ: وقتی سرخرگ وارد اندامی می شود، مانند ریشه گیاه شاخه شاخه می شود و در آخر به رگ های بسیار باریکی که دیواره آنها بسیار نازک است تبدیل می شود. به این رگ های کوچک مویرگ می گویند. مویرگ ها خون را بین سلول ها توزیع می کنند. یعنی غذا و اکسیژن را به سلول ها می دهند و در عوض مواد زاید و دی اکسید کربن را از آنها می گیرند. رگ ها می توانند گشاد یا تنگ شوند. به عنوان مثال عضلات هنگام کار به مواد غذایی بیشتری نیاز دارند. پس رگ ها گشاد می شوند تا خون بیشتری را به عضلات برسانند.

  

قلب:

قلب به وسیله یک دیواره تقریباً عمودی به دو  نیمه راست و چپ تقسیم شده است. هرکدام از این نیمه ها هم توسط یک دیواره افقی دریچه دار به دو حفره فوقانی و تحتانی تقسیم شده است. حفره های فوقانی قلب را دهلیز و حفره های تحتانی قلب را بطن می نامند. دهلیز راست با بطن راست و دهلیز چپ با بطن چپ توسط دریچه ارتباط دارد. بنابراین قلب دارای چهار حفره است. دو حفره در بالا به نام دهلیز راست و دهلیز چپ و دو حفره در پایین به نام بطن راست و بطن چپ.  قسمت راست قلب دارای خون سیاهرگی و قسمت چپ قلب دارای خون سرخرگی است.

 

گردش کوچک خون:

سیاهرگ ها خون را از نقاط مختلف بدن به دهلیز راست قلب می آورند. با انقباض دهلیز راست خون از دهلیز راست از طریق دریچه سه لتی (تریکوسپید) وارد بطن راست می شود. بعد با انقباض بطن راست خون از بطن راست از طریق سرخرگ ریه به ریه ها می رود تا در ریه ها دی اکسید کربن خون با اکسیژن هوا جایگزین شود. در نتیجه خونی که از ریه ها می آید دارای اکسیژن زیادی است و دی اکسیدکربن کمی دارد. این خون از طریق سیاهرگ های ریه وارد دهلیز چپ قلب می شود. این گردش خون از بطن راست قلب به ریه ها و برگشت خون از ریه ها به دهلیز چپ قلب را گردش کوچک خون می نامند.

 

گردش بزرگ خون:

خون اکسیژن دار که وارد دهلیز چپ شده بعد از انقباض دهلیز چپ از طریق دریچه دو لتی (میترال) وارد بطن چپ می شود. با انقباض بطن چپ خون وارد سرخرگ بزرگ بدن (آئورت) می شود. از طریق سرخرگ آئورت خون اکسیژن دار به تمام قسمت های مختلف بدن می رود تا مواد غذایی و اکسیژن را به آنها برساند و مواد زائد و دی اکسید کربن را از آنها بگیرد. خون بعد از گرفتن مواد زائد سلول های بدن وارد سیاهرگ ها می شود و از طریق سیاهرگ ها به دهلیز راست قلب می آید. این گردش خون از بطن چپ قلب و از طریق سرخرگ آئورت به تمام ارگان های بدن و برگشت آن به دهلیز راست قلب را گردش بزرگ خون می نامند.

 

 

 

 

 

آیا دمای هوا بر عملکرد مغز اثر می گذارد؟

سوال: وقتی دوش آب سرد می گیرم احساس می کنم سرم بی نهایت داغ است. تقریباً مثل CPU یک رایانه. آیا مغز ما هم مانند پردازشگر رایانه موقعی که خنک تر می شود بهتر کار می کند؟

اولین پاسخی که به این پرسش می توان داد این است که یکی از وظایف مهم مغز تنظیم و حفظ دمای بدنمان است. دمای بدن نمی تواند بیش از حد بالا یا بیش از حد پایین بیاید وگرنه کار تمام اعضا از جمله مغز متوقف می شود. بنابراین دمای واقعی مغز به اندازه دمای محیط تغییر نمی کند. اما این پرسش را می توان به شکل دیگری مطرح کرد و آن این که آیا وقتی هوا خیلی گرم است مغزمان خوب کار می کند؟

 

پاسخی که به این پرسش می توان داد این است که برای بدنمان مشکل تر است که وقتی گرممان است خنکمان کند تا این که وقتی هوا سرد است گرممان کند. هر دوی این فرآیندها (خنک کردن و گرم کردن بدن) انرژی مصرف می کنند. برای هر دوی این فرایندها گلوکز مورد استفاده قرار می گیرد و گلوکز آن چیزی است که به بدن ما توان و نیرو می دهد و همچنین به مغزمان هم قدرت و توان می دهد.

 

بنابراین یک نظریه این است که وقتی هوا خیلی گرم است، ما در واقع نمی توانیم تصمیم گیری های خیلی خوبی انجام دهیم. چنان که برخی از مطالعات نشان می دهد مردم معمولاً وقتی هوا خیلی گرم است راحت تر کالایی را برای خرید انتخاب می کنند.

دلیلی که برای این وضعیت ذکر می شود این است که بدن ما مقدار زیادی از انرژی اش را صرف این می کند که خودش را خنک کند و گلوکز کافی باقی نمی ماند که به مغز ما نیرو و توان و در نتیجه قدرت تصمیم گیری بدهد.

 

این وضعیت در هنگام سفر هم پیش می آید. هنگامی که به شهر دیگری سفر می کنیم ممکن است با دماهای دیگری مواجه می شویم. مغز واقعاً خیلی خوب خودش را با دماهای جدید تطبیق می دهد. بدنمان بسیار سخت کار می کند تا خودش را با دمای جدید تطبیق دهد و این باعث می شود هیچ توانی برای تصمیم گیری خوب باقی نماند.

 

 

 

 

احتمالاً تا به حال درباره این موضوعات فکر کرده اید که چرا وقتی سنمان بالا می رود موهایمان سفید می شود و این که آیا می توانیم برای جلوگیری از سفید شدن موهایمان کاری انجام دهیم یا دست کم از سرعت سفید شدن موهایمان کم کنیم یا نه. در این مطلب به آن چه باعث سفید شدن مو می شود و عواملی که بر سرعت روند آن اثر می گذارد می پردازیم.

 

سنی که اولین موی سفیدمان ظاهر می شود به میزان زیادی به وسیله ژنتیک تعیین می شود. احتمالاً اولین تار موی سفید ما در همان سنی ظاهر می شود که موی والدین یا پدربزرگ و مادربزرگ هایمان شروع به سفید شدن کرده است. با این حال، سرعت سفید شدن موهایمان تا حدودی تحت کنترل خودمان است. سیگار، شناخته شده ترین عامل افزایش سرعت سفید شدن موها است. کم خونی، به طور کلی سوء تغذیه، ناکافی بودن ویتامین B و وضعیت تیروئیدی که درمان نشده هم به سفید شدن موهایمان سرعت می دهد.

 

به طور کلی چه عاملی باعث می شود رنگ موی مان تغییر کند؟

سفید شدن مو به دلیل روند تولید رنگدانه ای که به پوست و چشم و موی ما رنگ می دهد و ملانین نامیده می شود صورت می گیرد. ملانین همان رنگدانه ای است که پوست ما را در پاسخ به نور خورشید به رنگ قهوه ای یا به اصطلاح سبزه درمی آورد.

 

در مورد مو، هر فولیکول مو (اندامی در منطقه زیر پوست) حاوی سلول های رنگدانه ای به نام ملانوسیت است. ملانوسیت ها دو نوع ملانین مو تولید می کنند که اوملانین و فوملانین نامیده می شوند. اوملانین رنگ سیاه و یا قهوه ای تیره و فوملانین رنگ زرد تا قرمز را در مو تولید می کنند. طی فرایندی ملانین ها به سلول هایی که کراتین (پروتئین سازنده مو) تولید می کنند وارد می شوند. (سطح مقطع مو از سه قسمت تشکیل شده و لایه داخلی مو کراتین تولید می کند. کراتین پروتئین اصلی ای است که ساختار ساقه مو را تشکیل می دهد.) وقتی موی ما شروع به خاکستری شدن می کند، ملانوسیت ها هنوز وجود دارند، اما فعالیتشان کمتر می شود در نتیجه رنگدانه های کمتری به مو سپرده می شوند و بنابراین موها روشن تر به نظر می رسند. هنگامی که فرایند سفید شدن پیشرفت می کند، ملانوسیت ها می میرند تا زمانی که دیگر هیچ سلولی وجود نخواهد داشت که رنگ تولید کند.

 

این یک بخش طبیعی و اجتناب ناپذیر از روند پیری است و به خودی خود با هیچ بیماری ای مرتبط نیست. اما برخی از بیماری های خود ایمنی نیز می توانند باعث سفید شدن زودرس موها شوند. شوک شدید و یا استرس هم می تواند باعث شود موهای ما خیلی سریع سفید شوند، البته نه چنان که مشهور است یک شبه.

 

 

آیا شما هم از آن دسته افراد هستید که گمان می‌کنید مسمومیت با غذا فقط در فصول گرم سلامتی شما را تهدید می‌کند؟ باید بگویم خیر. در فصل سرما هم خطر ابتلا به مسمومیت‌ها وجود دارد.

 

هنگام ابتلا به مسمومیت غذایی، بدن نسبت به حالت معمولی آب بیشتری از دست می‌دهد؛ بنابراین سعی کنید حداقل هشت لیوان آب در روز بنوشید تا دچار کم‌آبی نشوید. علاوه‌بر این آب، به دفع مواد سمی و باکتری‌ها کمک می‌کند. به‌ غیر از نوشیدن آب می‌توانید آب‌میوه و غذاهای آبکی مانند سوپ نیز میل کنید؛ همچنین می‌توانید بلافاصله با استفاده از آنچه در منزل در دسترس است درمان خود را شروع کنید که در زیر به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

 

علائم مسمومیت غذایی

با تشخیص سریع و صحیح علائم مسمومیت، می‌توان به‌موقع به پزشک مراجعه و آن را برطرف کرد. علائم خاص مسمومیت را که مربوط به التهاب معده و روده در اثر ویروس، باکتری و مواد شیمیایی است، بشناسید.

 

این علائم عبارت‌اند از: دل‌درد، اسهال، تهوع و تب. یکی از محکم‌ترین علائم مسمومیت، بروز اسهال و استفراغ باهم است. بعضی از انواع مسمومیت باعث سختی نفس‌کشیدن می‌شوند که ناشی از فلج‌شدن ریه‌ها در اثر ویروس است. در این شرایط فوراً باید به پزشک مراجعه کرد تا یک لوله برای نفس‌کشیدن به داخل مجرای تنفسی فرستاده شود و مایعات داخل وریدی (مثل سرم) استفاده ‌شوند.

 

مراقب علائم کم‌آبی بدن باشید که یکی از خطرناک‌ترین عوارض مسمومیت غذایی است و در اثر دفع بیش‌ازحد مایعات بدن از طریق تهوع و اسهال به‌وجود می‌آید. علائم کم‌آبی عبارت‌اند از: احساس ضعف و کمبود انرژی، ادرار تیره‌رنگ، تهوع، گرفتگی عضلات بازو و ساق پا، خشکی دهان و بینی و بروز سرگیجه. تفاوت بین علائم مسمومیت غذایی و سایر مشکلات گوارشی را بشناسید. علائم مسمومیت غذایی بعد از هضم غذا کمتر نمی‌شوند و با انتشار مسمومیت در جریان خون، شدت می‌یابند.

 

یک دل‌درد ساده به‌ندرت با تب همراه است؛ درحالی‌که مسمومیت غذایی باعث افزایش دمای بدن (تب) می‌شود. به‌محض مشاهده هریک از علائم مسمومیت و کم‌آبی بدن به‌دنبال درمان پزشکی باشید. مسمومیت‌های غذایی خفیف ممکن است بدون نیاز به پزشک، برطرف شوند؛ ولی موارد شدید و خطرناک نیاز به مایعات داخل وریدی و مصرف آنتی‌بیوتیک‌ها دارند تا اثرات باکتری، ویروس یا مواد شیمیایی را ازبین ببرند.

 

علائم مسمومیت غذایی را بشناسید و دنبال درمان پزشکی آن باشید. قبل از این‌که بر اثر کم‌آبی بدن، ضعیف و رنجور شوید علائمی را که ممکن است چند هفته پس از درمان برخی انواع مسمومیت‌ها (مثل مسمومیت سالمونلایی) بروز کنند، بشناسید. در موارد زیادی، این علائم شبیه التهاب مفاصل، خشکی مفاصل و درد دست‌ و پاها هستند.

 

جبران کم‌آبی بدن ناشی از مسمومیت غذایی

بیشتر مسمومیت‌های غذایی علائم مشابهی دارند؛ مثل دل‌درد، سردرد، اسهال، استفراغ، ضعف بدن و تب؛ اما اولین علامت مسمومیت غذایی که باید درمان شود، کم‌آبی بدن است. علائم کم‌آبی شامل تشنگی شدید، کم‌ادراری یا بی‌ادراری، ضعف شدید و خشکی دهان است. برای درمان کم‌آبی و مسمومیت باید علائم آن‌ها را بشناسید و بهترین راه درمان را پیدا کنید.

 

بهبود کم‌آبی به‌طورمعمول دوازده تا 48 ساعت طول می‌کشد؛ هرچند که در بعضی موارد طولانی‌تر هم است. اگر علائم کم‌آبی شما هم چنان ادامه داشت با پزشک مشورت کنید.

 

در اینجا تعدادی روش برای جبران کم‌آبی بدن و بهبود مسمومیت غذایی پیشنهاد می‌شود:

1.تا زمانی که اسهال وجود دارد، از مصرف غذاهای سفت و جامد پرهیز کنید.

2.مایعات کافئین‌دار مثل قهوه و کولا ننوشید.

3.تا زمان بهبود از مصرف لبنیات خودداری کنید.

4.برای بهبود سریع‌تر کم‌آبی از نوشابه‌های ورزشی استفاده کنید.

5. در صورت تشخیص پزشک و در موارد نیاز از املاح معدنی مثل سدیم، پتاسیم و کلسیم استفاده کنید تا تعادل مایعات را در بدن برقرار کنند؛ به‌خصوص بچه‌ها نیاز به این املاح دارند. 6. هرگز بدون مشورت پزشک، داروی مصرفی خود (مثل داروهای ادرارآور) را قطع نکنید.

 

هشدارها:

1. توجه داشته باشید که علائم مسمومیت غذایی ممکن است بعد از مدتی ظاهر شوند که این مسئله، تعیین علت مسمومیت را دشوار می‌کند؛ به‌عنوان‌مثال، علائم برخی از انواع مسمومیت سالمونلایی بعد از 72 ساعت ظاهر می‌شوند.

2. اگر دچار مسمومیت غذایی ناشی از باکتری شده باشید، نیاز به مصرف آنتی‌بیوتیک دارید؛ اما بیشتر مسمومیت‌های غذایی نیاز به آنتی‌بیوتیک ندارند.

3.برخی خوراکی‌ها خواص ضد قارچی داشته و پس از مسمومیت کاربرد دارند؛ به‌عنوان‌مثال، سیر، به‌دلیل خاصیت ضدباکتریایی و ضدویروسی سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند و به‌ هنگام مسمومیت خوردن آن توصیه می‌شود.

4. به هنگام مسمومیت، پتاسیم بدن افت می‌کند؛ به همین دلیل جبران آن با خوردن موز و سیب توصیه می‌شود.

5.خوردن لیمو مفید است و مصرف ریحان در ماست نیز توصیه‌شده است.

6.استراحت‌کردن، عدم استعمال دخانیات، نخوردن کافئین مثل قهوه و نخوردن خودسرانه دارو از نکاتی است که باید رعایت شود.

7.مصرف جوشانده شیرین‌بیان، ریشه زنجبیل و گون، همچنین دارچین نیز به رفع مسمومیت غذایی کمک می‌کند.

 

 

بیشتر مردم با کبودی، تغییر رنگ و تورمی که هنگام ضربه خوردن عضلات و بافت نرم شکل می گیرند، آشنا هستند. اما شاید آنچه نمی دانیم این است که استخوان ها نیز می توانند دچار کبودی شوند.

 

کبودی ها می توانند از چند روز تا چند ماه باقی بمانند و شدت آنها از خفیف تا شدید متغیر است. کبودی های استخوان در میان جدی‌ترین و دردناک‌ترین انواع کبودی قرار می گیرند. کبودی های استخوان به طور معمول طی دو ماه بهبود می یابند، اگرچه کبودی های استخوان بزرگتر ممکن است به مدت زمان بیشتری برای بهبودی نیاز داشته باشند.

 

کبودی استخوان چیست؟

کبودی ها زمانی شکل می گیرند که یک رگ خونی نزدیک به سطح پوست پس از یک ضربه پاره می شود. از رگ خونی پاره شده مقدار کمی خون به بافت های زیر پوست نشت می کند. این ناحیه در ابتدا قرمز رنگ به نظر می رسد و سپس به آبی یا بنفش، سبز، زرد-قهوه ای، و در نهایت با بهبودی کبودی به رنگ طبیعی پوست تغییر می کند.

 

کبودی ها می توانند نه تنها زیر پوست، بلکه در عمق بیشتر در بافت ها، اندام ها و استخوان ها نیز شکل بگیرند. در شرایطی که این کبودی های عمیق‌تر نشانه های قابل رویت خونریزی را نشان نمی دهند، اما می توانند موجب احساس درد شوند.

 

در سال 1988، طی یک مطالعه شرایطی کشف شد که پژوهشگران آن را ورم مغز استخوان نامیدند. ورم مغز استخوان در حال حاضر به کبودی استخوان ارجاع می شود تا بازتاب دهنده ماهیت آسیب‌زای این شرایط باشد. کبودی استخوان گاهی اوقات به نام کوفتگی استخوان نیز شناخته می شود.

 

تغییرات مغز استخوان در یک کبودی استخوان می تواند به واسطه عوامل زیر شکل گرفته باشد:

تجمع خون افزایش یافته: مویرگ های متسع شده به رکود جریان خون منجر می شود، که التهاب شدید را در پی دارد.

 

مایع در استخوان: در آسیب های عضلانی، مایع در عضلات جمع می شود و آنها را متورم می سازد. از آنجایی که استخوان ها سخت هستند، پس نمی توانند متورم شوند. در عوض، مایعات در استخوان ها ایجاد فشار می کنند، که به شکل گیری درد منجر می شود.

 

پرخونی واکنشی: این شرایط زمانی رخ می دهد که جریان خون پس از وقفه ای موقت افزایش می یابد.

 

شکستگی: ممکن است یک شکستگی کوچک در لایه استخوان، درست زیر یک غضروف در یک مفصل وجود داشته باشد.

ترابکول ها شبکه ای از بافت های فیبروزی در یک استخوان هستند. یک شکستگی کامل استخوان به معنای آن است که تمامی ترابکول های استخوانی در آن ناحیه مشخص از استخوان آسیب دیده اند، که موجب یک شکستگی می شود. کبودی استخوان اغلب به عنوان مرحله ای پیش از یک شکستگی توصیف می شود. در این شرایط، تنها برخی از ترابکول ها آسیب دیده اند.

 

نشانه های کبودی استخوان

در ناحیه آسیب دیده به واسطه کبودی استخوان، نشانه ها می توانند شامل موارد زیر باشند:

تداوم درد یا حساسیت پس از بهبودی کبودی پوست

تورم

تغییر در رنگ پوست

درد مفصلی در نزدیکی منطقه آسیب دیده

التهاب مفصلی

سفتی و خشکی مفصل

درد مرتبط با کبودی استخوان بیشتر از یک آسیب دیدگی بافت نرم طول می کشد.

 

کبودی های استخوان می توانند طی سه هفته تا دو سال بهبود یابند

 

انواع کبودی استخوان:

سه نوع کبودی استخوان وجود دارند:

هماتوم Subperiosteal، زمانی که خون زیر غشا فیبروزی که سطح استخوان را پوشش می دهد، جمع می شود.

کبودی Interosseous، خونریزی و تورم در فضای استخوانی جایی که مغز استخوان قرمز و زرد ذخیره شده اند را شامل می شود.

ضایعه Subchondral، خونریزی و تورم بین غضروف و استخوان زیرین رخ می دهد.

نوع کبودی استخوان در یک فرد به محلی که آسیب در استخوان رخ داده بستگی دارد.

هماتوم Subperiosteal بیشتر پس از یک ضربه آسیب‌زا به استخوان رخ می دهد. این نوع در مناطق پایینی بدن شایع است.

کبودی Interosseous می تواند در نتیجه فشار فوق العاده زیاد بر استخوان به صورت منظم شکل بگیرد. این نوع کبودی بیشتر بازیکنان فوتبال و بسکتبال و دونده ها را تحت تاثیر قرار می دهد.

ضایعه Subchondral در نتیجه نیروی فشاری که سلول ها را نابود می کند و غضروف و استخوان را از هم جدا می کند، یا در نتیجه یک نیروی چرخشی ایجاد می شود. این نوع از کبودی استخوان نیز اغلب در بازیکنان فوتبال و بسکتبال رخ می دهد.

پرش و تاثیر دویدن روی سطوح سخت می تواند هر سه نوع از کبودی استخوان را ایجاد کند.

 

دلایل کبودی استخوان

هر استخوانی در بدن انسان می تواند دچار کبودی شود. کبودی های استخوان اغلب در زانو، مچ، استخوان پاشنه، پا، قوزک، و ران گزارش شده اند. آنها اغلب پس از یک رویداد آسیب‌زا مانند صدمه ورزشی، زمین خوردن، تصادف خودرو، یا ضربه وارده از یک فرد یا یک شی شکل می گیرند.

آسیب هایی مانند پیچ خوردگی که می توانند موجب رگ به رگ شدن مفصل شوند نیز می توانند کبودی استخوان را موجب شوند.

 

کبودی های استخوان پس از فرم های آسیب‌زای زیر می توانند رخ دهند:

ضربه ای مستقیم به استخوان

نیروهایی که به جدا شدن پوست یا عضله از استخوان منجر می شوند

برخورد دو استخوان با یکدیگر پس از آسیب های رباط (لیگامنت)

آسیب دیدن استخوان های مجاور

هر یک از این اشکال آسیب‌زا دارای الگوی کبودی استخوان منحصر به فرد هستند.

کبودی های استخوان می توانند به واسطه شرایط پزشکی مانند ورم مفاصل (آرتروز)، که می تواند به سایش سطح استخوان ها روی یکدیگر منجر شود نیز شکل بگیرد.

 

عوامل خطرآفرین برای یک کبودی استخوان

از جمله عواملی که می توانند یک فرد را هرچه بیشتر در معرض خطر کبودی استخوان قرار دهند می توان به موراد زیر اشاره کرد:

حضور در فعالیت های ورزشی با احتمال بالای تجربه برخورد

حضور در مشاغلی که نیازمند فعالیت جسمانی سخت هستند

عدم استفاده از تجهیزات محافظ هنگام ورزش یا کار

ابتلا به آرتروز

تجربه کبودی استخوان در افرادی که فوتبال، راگبی، هاکی، و بسکتبال بازی می کنند، و همچنین، افراد فعال در هنرهای رزمی و دوندگان ماراتن معمول است.

 

تشخیص کبودی استخوان

در موارد مشکوک به کبودی استخوان بهره‌مندی از مشورت پزشک مهم است زیرا این شرایط می تواند بخشی از یک مساله جدی‌تر باشد. در صورت تشدید تورم، از بین نرفتن تورم، یا در صورت افزایش درد و عدم تسکین پس از دریافت داروهای مسکن، دریافت کمک پزشکی ضروری است.

 

پزشک اغلب جزئیاتی درباره سابقه پزشکی و نشانه ها را مد نظر قرار داده و درباره چگونگی بروز آسیب پرسش می کند. وی ممکن است یک معاینه بدنی انجام دهد و ناحیه آسیب دیده را برای بررسی درد، کبودی و تورم کنترل کند. پزشک از این طریق می تواند به کبودی استخوان مشکوک شده و آن را تشخیص دهد. در صورتی که نشانه ها بهبود نیابند، تصویربرداری MRI پیشنهاد می شود.

کبودی استخوان از طریق تصویربرداری پرتو اکس نشان داده نمی شود، اگرچه این نوع تصویربرداری می تواند شکستگی استخوان را نشان دهد.

 

درمان کبودی استخوان

پزشک برای بهبودی کبودی استخوان می تواند موارد زیر را توصیه کند:

استراحت استخوان یا مفصل آسیب دیده

کاهش تورم با قرار دادن ناحیه آسیب دیده بالاتر از سطح قلب

استفاده از کمپرس یخ چند بار در روز روی ناحیه آسیب دیده

تجویز دارو برای کاهش درد و التهاب

استفاده از یک نگه دارنده برای محدود کردن حرکت

 

پرهیز از اعمال فشار ثابت یا شدید یا وزن زیاد روی ناحیه آسیب دیده برای پیشگیری از تشدید مشکل مهم است. اگر استخوان یا مفصل به میزان کافی استراحت نداشته باشند، روند بهبودی می تواند کند شود و آسیب بیشتری شکل بگیرد.

 

همچنین، پزشک می تواد توصیه هایی درباره رژیم غذایی داشته باشد. دنبال کردن یک رژیم غذایی سرشار از کلسیم، ویتامین D، و پروتئین می تواند به روند بهبودی کمک کند. سیگار کشیدن بهبودی استخوان را به تاخیر می اندازد.

بیشتر کبودی های استخوان طی دو ماه بهبود می یابند. با این وجود، ممکن است چند هفته یا چند ماه طول بکشد تا فرد بار دیگر توانایی بازگشت به میدان ورزشی را داشته باشد.

 

در موارد نادر، بدن ممکن است در بازگشت جریان خون به ناحیه آسیب دیده دچار مشکل شود، که این شرایط موجب نکروز آواسکولار استخوان می شود. نکروز آواسکولار به مرگ بافت استخوانی در نتیجه عدم جریان خون گفته می شود. اگر استخوان بمیرد، آسیب وارده برگشت ناپذیر است.

 

مدت زمانی که طول می کشد تا کبودی استخوان بهبود یابد به شدت آن بستگی دارد. کبودی های استخوان می توانند طی سه هفته تا دو سال بهبود یابند.

در شرایطی که کبودی های استخوان همواره قابل پیشگیری نیستند، دنبال کردن یک رژیم غذایی متعادل، ورزش منظم، ترک سیگار، ترک الکل، و استفاده از تجهیزات محافظتی هنگام ورزش یا کار می توانند به حفظ سلامت استخوان ها کمک کنند.