حتماً برای شما هم پیش آمده که سر یک موضوع بسیار ساده که با صحبت به راحتی حل می‌شود، مشاجره و دعوا و دلخوری رخ می‌دهد که پایه های رابطه شما را سست می‌کند. 

 

زن و شوهر با مشاجره، هم عواطف خود را جریحه دار می سازند و هم رابطه زناشویی شان را مختل می سازند. همان گونه که ارتباط، باعث نزدیکی ما انسان ها به هم می شود، دعوا و مشاجره، انسان ها را از هم دور و دورتر می سازد.

 

بسیاری از زنان و مردان، از برقراری یک ارتباط سالم، ناتوان هستند و به محض مطرح ساختن مسئله و یا مشکلی با همسر خود، وارد گرداب جرّ و بحث ها و سوءتفاهم های پی در پی می شوند.

 

هنگامی که دو نفر ارتباط عاطفی با هم ندارند، به هنگام پیش آمدن اختلاف، نمی توانند از دعوا، اجتناب کنند. زن و شوهرها، هنگام دعوا و مشاجره، به راحتی، مسائل را به موارد شخصی و خصوصی ربط می دهند.

 

به جای مشاجره و بزرگ کردن نکات منفی، باید با یکدیگر گفت و گو کرد. بهتر است خواسته های خود را واضح و البته با رعایت ادب و احترام، مطرح کرد. بعضی زن و شوهرها، به قدری با هم مشاجره می کنند که کم کم محبتشان از بین می رود.

 

گاهی اوقات همسران، احساسات صادقانه، اما منفی خود را برای جلوگیری از مشاجره، انکار می کنند؛ اما در نتیجه این عمل، عشق را در خود نابود می کنند. بهتر است بین گفت و گو و سکوت، تعادلی برقرار کرد و در نتیجه، برای ایجاد یک ارتباط سالم، باید به مهارت های ویژه ای مجهز باشیم و بدون آنکه احساسات صادقانه، اما منفی خود را انکار کنیم، از جرّ و بحث اجتناب کنیم.

 

اگر تفاوت های روحی و روانی زن و مرد، نادیده گرفته شوند، ناخواسته، دعوا پیش می آید. بهترین راه برای جلوگیری از دعوا، اینست که در ایجاد و حفظ رابطه ای صمیمی و صادقانه، تلاش کنیم. هرچه انسان با کسی صمیمی تر باشد، گوش دادن به حرف های او- آن هم بدون عکس العمل به احساسات منفی- سخت تر است.

 

در دعوای بین زن و شوهرها، معمولاً موضوع مورد اختلاف، باعث دعوا نمی شود؛ بلکه نحوه بیان نظرات است که طرفین را می رنجاند و به موضع گیری وادار می کند. هنگامی که مردی از لحن همسرش چنین برداشت می کند که زن، قصد مبارزه با او را دارد، همه تلاش خود را به کار می گیرد تا ثابت کند که خودش درست می گوید و حق با اوست و بنابراین، به احساسات زن، توجهی نمی کند و هنگامی که مرد به احساسات زن توجه نمی کند، او را با بی مهری می رنجاند؛ و حتی حق ناراحت شدن را نیز به او نمی دهد، بدیهی است که زن را از خود رنجانده و او را آزار داده است.

 

در این گونه موارد، زن نیز از خود واکنش نشان داده، مرد را ناراحت می کند. مرد که علت واکنش زن را نمی داند، به جای تغییر لحن، به تفسیر و توجیه منظور خود می پردازد و نمی داند که در حال تدارک مقدمات یک مشاجره و دعوای تمام عیار است. او تصور می کند که این زن است که قصد دعوا دارد؛ د رحالی که زن، درواقع، قصد دارد در مقابل لحن تهاجمی شوهر، از خود دفاع کند و توضیحات شوهر را یک توجیه بی مورد دانسته، عصبانیتش بیشتر می شود.

 

نکته مهم اینست که برخلاف مردها که یا سکوت می کنند و یا راه حل نشان می دهند، زن ها با گله کردن و شکایت، کار را به دعوا و مشاجره می کشانند. زن و شوهرها برای اجتناب از دعوا، باید بدانند که موضوع اختلاف آنها، آن قدر طرف مقابل را نمی رنجاند که لحن آنها می رنجاند. در مشاجره یکی از طرفین باید کوتاه بیاید وگرنه، دعوا دامنه پیدا کرده وهرگز تمام نمی شود.

 

نکاتی برای جلوگیری از پدیدار شدن دعوا و مشاجره بین همسران:

1- همسران باید دقت داشته باشند که چه وقت یک گفت و گوی سالم به بحث تبدیل می شود و درست در همان موقع، سکوت کنند.

 

2- آنها علاوه بر اینکه باید لحن صحبت کردن خود را درست کنند، باید به لحن طرف مقابل نیز توجه داشته باشند و ببینند نیاز عاطفی او را برآورده می سازند یا نه.

 

3- سکوت کردن، به فرد فرصت می دهد تا خونسردی خود را بازیابد و آرامش پیدا کند؛ پس از هر سکوتی، می توان با ملایمت و آرامش بیشتری گفت و گو را ادامه داد؛ پس شخص باید تمرین کند و در بین صحبت، اندکی سکوت کرده، درباره آن چه گفته، صادقانه فکر کند.

 

گفت و گویی که پایان خوشی دارد، نشانه صمیمیت است. طرفین می دانند که دیگری چه می گوید و از اینکه می توانند آزدانه حرف بزنند و منظور یکدیگر را بفهمند، لذت می برند. گفت و گو در این شرایط، آهنگی نرم و ملایم دارد؛ اما در ازدواج های ناموفق، لذت گفت و گو در فضایی آلوده به شکایت، گله کردن خشمگینانه و سوءتفاهم، گم می شود و جای اشارات دل نشین را نگاه های خیره و اشارات انتقادی، بهانه گیری ها و تهدیدها پر می کند.

 

چه حادثه ای رخ می دهد، چرا صحبت های دل نشین، از دست می روند؟ مسئله این جاست که به مرور، روش های متفاوت صحبت، منافع و چشم اندازهای متضاد و سوءتفاهم ها، روی هم انباشته می شوند و آهنگ دل پذیر صحبت را تغییر می دهند.

 

بعضی از مسائل ارتباطی، ناشی از تفاوت های طرز تکلم زن و مرد است. اختلاف زمانی در حاضرجوانی زن و مرد، ممکن است باعث ناراحتی طرف مقابل شود. خانم ها از روی عادت و در مقایسه با آقایان، به زمان بیشتری برای پاسخ گویی نیاز دارند و در نتیجه، زمانی را برای پیدا کردن جواب صرف می کنند و این موضوع، کاسه صبر آقایان را لبریز می کند و یا ممکن است مردی با تأنی و با جملات فاصله دار، حرف بزند و زنش که حاضرجواب و بی قرار است، مرتب به میان صحبت او پریده، رشته کلام او را قطع کند. در این شرایط، ممکن است مرد، عصبانی شود و زن را مورد انتقاد قرار دهد و او را متهم سازد که تو همیشه حرف مرا قطع می کنی و هیچ وقت نمی خواهی حرف های مرا بشنوی.

 

بعضی ها اصولاً در صحبت کردن، مهارت دارند؛ زیاد حرف می زنند و صحبت را کش می دهند. بسیاری از پرحرف ها، همسر خود را به بی توجهی متهم می سازند؛ مثلاً بارها از زنان شنیده ایم که می گویند: شوهرم هرگز به حرف های من توجه نمی کند و حال آنکه شوهر او کم حرف است ولی کلمه به کلمه صحبت های زنش را می تواند تکرار کند. دلیل این گلایه، آن است که شوهر کم حرف است؛ سکوت می کند و به صحبت های زنش گوش می دهد؛ ولی حالت چهره و نوع برخوردش، به گونه ای است که زنش او را به بی توجهی به حرف هایش متهم می کند. این مسئله، ناشی از شیوه های متفاوت گوش دادن در زن و مرد است.

 

مردها هنگام گوش دادن، سکوت بیشتری دارند و منظورشان موافقت با نظر طرف مقابل است؛ اما زن ها در مقایسه با مردها، با تغییر حالت چهره و اشارات مختلف، گوش دادن خود را بیشتر نمایان می سازند و از مردها هم انتظار دارند رفتار مشابهی از خود نشان دهند.

 

در نظر بسیاری از افراد، اشارات مستمع بدین معناست که «به صحبت های تو گوش می دهم و از آن لذت می برم» و یا اینکه «به خود تو توجه می کنم و برایم مهم هستی» و برعکس، فقدان اشارات چهره، معانی منفی ای را تداعی می کند که «برای تو احترام قائل نیستم و حرف های تو برایم مهم نیست».

 

زوج ها اغلب از نقش و اهمیت این جنبه مهم ارتباطی، آگاه نیستند؛ حال آنکه طرز صحبت و گوش دادن، احترام، محبت و توجه را تداعی می کند و یا بی توجهی، بی احترامی و بی مهری را می رساند.

 

زن و شوهر، با وجود شیوه های ارتباطی مختلف، می توانند برای اجتناب از بروز کدورت های احتمالی، با هم به توافق برسند. در این صورت، زن یا شوهری که با تأنی حرف می زند، از قطع صحبت از سوی همسرش، ناراحت نمی شود. افرادی که صحبت دیگران را قطع می کنند، می توانند درباره رفتارشان، قضاوت بهتری داشته باشند که آیا بی جهت و بدون قصد، صحبت را قطع کرده اند یا نه؟

 

پرحرف ها، می توانند کمتر صحبت کردن و خلاصه گویی را تمرین کنند و کم حرف ها هم می توانند مشارکت بیشتر در گفت و گو را یاد بگیرند. مستمع بی توجه، می تواند اشاراتی دال بر توجه داشتن به طرف مقابل را از خود نشان دهد و گوینده می تواند درک کند که سکوت، لزوماً به مفهوم بی توجهی نیست.

 

 

 

اگرچه بسیاری از جوانان می گویند که قصد ازدواج ندارند اما واقعیت چیز دیگری است. اکثر دختران و پسران تمایل به ازدواج و زندگی مشترک را دارند ولی چیزی که باعث می شود آنها از این موضوع سر باز زنند، افزایش آمار طلاق و ترسیدن از انتخاب نادرست و شکست در ازدواج است. 

 

به نظر می رسد در شرایط کنونی با توجه به بالا رفتن سطح اطلاعات و آگاهی های جوانان و حساسیت های ذهنی متعدد نسبت به ازدواج، می بایست شاهد افزایش پیوندهای زناشویی موفق باشیم ولی متأسفانه این توسعه یافتگی و افزایش سطح اطلاعاتی در کنار بهره گیری از تکنولوژی پیشرفته، افت ها و آسیب های بیشتری را به سطح زندگی افراد وارد کرده اند و نگاه افراد را نسبت به همه وقایع دچار تغییر کرده اند. از انجا که این بحث فرصتی طولانی می طلبد لازم است در نوشتاری دیگر به تفصیل به آن پرداخته شود. در ادامه برای تکمیل این مبحث بهتر است به این موضوع اشاره شود که شروط داشتن یک خانواده سالم و موفق چیست؟

 

برای پاسخ به این سؤال 3 معیار ساده را مطرح می کنیم:

1- انتخاب مناسب همسر

2- آموزش مداوم

3- مشورت گرفتن هنگام ضرورت

 

از میان این سه، انتخاب مناسب  قطعاً از همه مهمتر است. برای همسرگزینی درست و هوشمندانه باید 2 دسته معیار را در نظر گرفت و به دقت آنها را سنجید.

 

1- معیارهای هماهنگی که شامل ظاهر جسمانی، سن، سطح تحصیلات، وضعیت مالی و اقتصادی می شوند. 

2- ملاک های سلامت که درونی تر و پنهان ترند، عبارتند از: سلامت جسم و روح، شغل سالم و ثابت، خانواده سالم و… .

رابطه معیارهای دسته اول و دوم مانند حیاط و منزل بیرونی و منزل درونی در ساختمان های مسکونی قدیم است.

 

باید به طور دقیق همه ملاک ها و راه های تشخیص آنها را بشناسید و بعد از بررسی معیارهای دسته اول حرکت خود را از حیاط بیرونی به درونی و از لایه سطحی به لایه جهت دار ادامه دهید.

 

بسیاری از جوانان نخست با برخوردهای سطحی و احساسی تحت تأثیر جاذبه های ظاهری فرد مقابل قرار گرفته و بدون اندیشیدن به سایر ملاک های هماهنگی و فکر نکردن درباره ملاک های عمقی و درونی، برای ازدواج با او برنامه ریزی می کنند. اما بعد از شروع آشنایی ها، تازه به یاد می آورند که هماهنگی مالی، اقتصادی، تناسب فرهنگی، خانوادگی و… ندارند.

 

در واقع ممکن است مثال شما شبیه کسی باشد که در مرکز خرید کالایی مرغوب و گرانقیمت را می بیند  و بدون در نظر داشتن موجودی جیب خود، تقاضای خرید کرده و پس از آنکه  فروشنده موافقت می کند، یادش می آید که پول آن کالای ارزنده را ندارد! بنابراین می بینید که انتخاب صرفاً به خوش آمدن بستگی ندارد و باید قبل از آن که وارد فاز عاشقی شوید به اندازه کافی طرف مقابل تان را از هر نظر بررسی کنید. «اول اندیشه وانگهی گفتار».

 

مرحله بعدی که می تواند مشخص کننده موفقیت شما در ازدواج باشد، آموزش مداوم است. یعنی شما و همسر آینده تان مرتباً در حال بررسی رابطه خود باشید و سعی کنید خودتان، شخصیت و مهارت های فردی و اهداف و برنامه های مشترک زندگی تان را به روز کنید و مهم تر از آن هر دو در یک مسیر قدم بردارید. حدس زدن این که در آینده شما و همسرتان در یک فاز خواهید بود یا نه کار سختی نیست. باید بسنجید که علایق شما، اهداف زندگی تان، روحیات تان و چشم اندازی که در زندگی دارید تا چه اندازه به یکدیگر نزدیک است. هر قدر این نزدیکی بیشتر باشد شانس موفقیت ازدواج تان بیشتر خواهد شد و نکته مهم این است که برای دستیابی به این امر باید تلاش کرد.

 

در سومین قدم شما باید قبل و در طول زندگی مشترک ضرورت مشاوره را درک کرده و هر جا لازم شد و حس کردید گره ای که در زندگی تان افتاده با دست باز نمی شود، از مشاوره افراد با تجربه، آگاه و دلسوز بهره بگیرید. با رعایت این سه شرط می توانید امیدوار باشید به آرامش و خوشبختی نسبی در زندگی مشترک دست یابید.

 

در ازدواج آنچه مهم است اینکه یک خانم و یک آقا برای انتخاب خود لازم است معیارهای خویش را جمع بندی کرده و آنها در کفه ترازو قرار دهند و به طور عمیق به این موضوع دقت کنند که چه مواردی موجب می شود تا با شریک زندگی خویش بیشتر هماهنگ باشند یا به اصطلاح فردی را انتخاب کنند که سایز روحی اش با او همسان باشد.

 

وقتی طرفین به انتخابی اینگونه تن بدهند می توانند به تشکیل یک خانواده منسجم و شاد امیدوار باشند.

 

وقتی انتخاب همسر برای یک فرد هدفمند باشد این احتمال که هماهنگی بیشتری با همسرش داشته باشد بیشتر می شود و این امر در توانایی طرفین برای حل مشکلات در طول زندگی بسیار راه گشاست.

 

امید می رود که بازبینی جدی و شایسته ای نسبت به امر گزینش همسر در میان جوانان به وجود آید تا کمتر شاهد افزایش آمار طلاق باشیم.

 

 

 

یکی از موارد جالب در طراحی وسایل همیشه استفاده از فرم‌های خاص است. بطور مثال استفاده از فرم و شکل دایره برای طراحی خیلی از وسایل و اشیاء بطور مثال پنجره هواپیماها یا به شکل دایره هستند یا بیضی شکل. با ما همراه باشید تا علت این نوع طراحی را بدانید.

 

چرا پنجره های هواپیما همیشه دایره یا بیضی هستند؟

اگر به صورت هوایی سفر کرده باشید حتما دیده اید که همیشه و در همه هواپیماها، پنجره ها دایره ای یا بیضی شکل هستند. اما آیا تاکنون فکر کرده اید که چرا اینگونه است و آیا فقط بر اساس اصول زیباشناختی، پنجره ها گرد انتخاب می شوند یا دلیل مهندسی دارد؟

در اینجا باید بگوئیم گزینه دوم درست است و این نوع طراحی به هیچ عنوان تصادفی نیست و به منظور افزایش ایمنی و سلامت مسافران به صورت دایره ای انتخاب می گردد.

 

همچنین جا دارد اشاره کنیم که بشر از ابتدا این دانش را نداشته و وسایل نقلیه هوایی در گذشته و در حوالی دهه 1950 میلادی، پنجره های مربعی شکل داشته اند و پس از تحقیق در رابطه با سقوط های این هواپیماها متوجه شده اند که دلیل آن همین مربعی شکل بودن پنجره ها می باشد.

چهار ضلعی بودن این شیشه ها موجب می شده تا آنها در برابر فشار بسیار آسیب پذیر باشند و احتمال ترک خوردنشان افزایش یابد. اما درست برعکس آن، گرد و منحنی بودن قاب پنجره ها کمک می کند تا فشار وارده به اطراف پخش گردد و از این رو، هیچ فشاری روی شیشه ها وجود نداشته باشد.

 

بد نیست بدانید وقتی هواپیما در آسمان اوج می گیرد، فشار جو بیرونی، توربو بالانس و نیروی کششی کاهش پیدا می کنند. هر چه ارتفاع وسیله بیشتر گردد، فشار درونی کابین نیز افزایش می‌یابد و در نتیجه یک اختلاف فشار محسوس در داخل و بیرون کابین ایجاد می گردد و این مسئله می تواند باعث شود بدنه ی هواپیما تا اندازه ای از هم باز شده و موقعیت خطرناکی ایجاد نماید.

 

 

ایستگاه فضایی بین المللی، یکی از پروژه‌های بین المللی است که 15 کشور برای احداث آن مشارکت داشته‌اند. ساخت این ایستگاه یکی از بزرگترین و مهمترین دستاوردهای بشری در طی دهه‌های گذشته است. این ایستگاه در سال 1998 در مدار زمین قرار گرفت و هدف آن انجام انواع تحقیقات بر روی زیست شناسی گیاهی و انسانی، ستاره شناسی، فیزیک و غیره بوده و همچنین یک ایستگاه بین راهی برای سفر به ماه و مریخ می‌باشد.

 

ایستگاه فضایی بین‌المللی کجاست؟

ایستگاه فضایی بین‌المللی (International Space Station) یک ایستگاه فضایی است که با مشارکت بیش از ۱۵ کشور ساخته می‌شود. این ایستگاه فضایی در مدار زمین و در ارتفاع ۳۵۰ کیلومتری از سطح زمین در حرکت است. سرعت ایستگاه فضایی بین‌المللی در مدار معادل ۲۷٬۷۰۰ کیلومتر بر ساعت است، که به این ترتیب روزی ۱۵ بار به دور سیاره زمین می‌گردد. اکثر بخش‌های اصلی این ایستگاه فضایی ساخته شده اما در سال ۲۰۱۵ چند بخش جدید به آن افزوده شد. پس از تکمیل، ایستگاه فضایی بین‌المللی ۴۵۰ تُن وزن خواهد داشت و ۱۲۰۰ متر مکعب فضای کار، پژوهش و زندگی برای فضانوردان فراهم خواهد آورد. ایستگاه فضایی بین‌المللی در شب بصورت ستاره‌ای متحرک با چشم غیرمسلح قابل رؤیت است.

 

ایستگاه فضایی بین‌المللی محصول همکاری مشترک سازمان ناسا، سازمان فضایی روسیه، سازمان فضایی اروپا، سازمان فضایی ژاپن، و سازمان فضایی کانادا است. سازمان فضایی برزیل از طریق همکاری با ناسا با این برنامه مشارکت می‌کند. سازمان فضایی ایتالیا، هم به عنوان یک عضو فعال در سازمان فضایی اروپا، و هم بطور مستقل در برنامه ایستگاه فضایی مشارکت دارد. سازمان فضایی چین نیز علاقه خود را برای پیوستن به جمع مشارکت‌کنندگان، به ویژه از طریق همکاری با سازمان فضایی روسیه اعلام داشته است.

 

ایستگاه فضایی بین‌المللی در حقیقت فرزند و ترکیبی از چندین پروژه فضایی است که قبلاً توسط کشورهای مختلف برنامه‌ریزی شده بود. از جمله این برنامه‌ها می‌توان به ایستگاه فضایی میر-۲ (روسیه)، ایستگاه فضایی آزادی (آمریکا)، آزمایشگاه فضایی کلمبوس (اروپا) و آزمایشگاه فضایی کیبو (ژاپن) اشاره کرد.

 

حضور فضانوردان در ایستگاه فضایی بین‌المللی از آغاز نخستین مأموریت در ۱۲ آبان ۱۳۷۹ تاکنون بدون وقفه ادامه داشته است. این ایستگاه در حال حاضر ظرفیت شش سرنشین دائمی را دارد، اگرچه هنگام اتصال فضاپیماها و ورود اردوهای جدید، تعداد فضانوردان درون ایستگاه بطور موقت تا بیش از ۱۰ نفر هم افزایش می‌یابد. دو فروند فضاپیمای سایوز هر یک با ظرفیت ۳ نفر بطور دائمی برای تخلیه اضطراری ایستگاه در هنگام خطر به آن متصل اند.

در ابتدای کار ایستگاه، سرنشینان آن از سازمان‌های فضایی روسیه و آمریکا انتخاب می‌شدند، تا اینکه در ژوئیه ۲۰۰۶ یک فضانورد آلمانی سازمان فضایی اروپا، در قالب اردوی ۱۳ به ایستگاه فضایی بین‌المللی سفر کرد. تاکنون روی هم رفته فضانوردانی از ۱۶ کشور جهان در این ایستگاه اقامت کرده‌اند؛ این تعداد شامل ۵ توریست فضایی نیز می‌باشد؛ انوشه انصاری، فضانورد ایرانی، در روز ۲۷ شهریور ۱۳۸۵ به ایستگاه فضایی بین‌المللی وارد شد و ۹ روز در آن اقامت داشت.

 

چه مدت طول می کشد به ایستگاه فضایی بین المللی برسیم؟

ایستگاه فضایی بین المللی در حدود ۳۵۰ کیلومتری بالای زمین قرار دارد. این بدان معنا است که اگر ما با سرعت 65 مایل بر ساعت (97 کیلومتر بر ساعت) مستقیم به هوا رانندگی کنیم، تنها سه ساعت طول می کشد تا به ایستگاه فضایی بین المللی برسیم. اما یک مشکل کوچک وجود دارد و آن این است که ایستگاه فضایی بین المللی با سرعت  17500 مایل بر ساعت (28163.52 کیلومتر بر ساعت) به دور زمین می گردد.

برای فضانوردانی که از زمین با فضاپیما راهی فضا می شوند فقط هشت دقیقه طول می کشد تا به فضا برسند، اما رسیدن آنها به ایستگاه فضایی بین المللی به خاطر سرعت ایستگاه فضایی بین المللی مستلزم محاسبه پیوستن است. تعقیب کردن ایستگاه فضایی در مدار می تواند سه روز طول بکشد. در طول این مدت، خدمه کشتی فضایی نزدیک به 30 بار به دور زمین می گردند.در سال 2013، فضانوردان روسی در مدت فقط 6 ساعت به ایستگاه فضایی بین المللی رسیدند که رکوردی محسوب می شد. خدمه در مدت تنها چهار دور گشتن به دور زمین (به جای بین 25 تا 30 گشتن) به ایستگاه رسیدند. فضاپیمای آنها از قزاقستان پرتاب شد و فضانوردان صعود خود را با زمان عبور ایستگاه فضایی بین المللی زمان بندی کردند.

 

 

 

علت قهوه‌ای شدن مواد غذایی، وقوع واکنش‌های شیمیایی اکسید و احیا در آن می‌باشد. این واکنش‌ها علاوه بر تغییر رنگ باعث تغییر باقی خصوصیات ترکیب غذایی نیز می‌شود که این خصوصیات مانند تغییر بو، مزه و ... می‌باشد.

 

وقوع واکنش هاي قهوه اي شدن در مواد غذايي مختلف از جمله گوشت، ماهي، ميوه و سبزي در زمان هاي پخت، فرآوري و نگهداري باعث کاهش ويژگي هاي حسي محصول، در نتيجه بروز تغييراتي در رنگ، عطر، طعم و خواص تغذيه اي آنها مي گردد. اين تغييرات معمولاً موجب محدود شدن زمان ماندگاري محصولات غذايي مي شود.

 

انواع واکنش های قهوه ای شدن

واکنش هاي قهوه اي شدن در مواد غذايي از نظر شيميايي به دو گروه تقسيم بندي مي شوند: 1 ـ واکنش هاي قهوه اي شدن آنزيمي 2 ـ واکنش هاي قهوه اي شدن غير آنزيمي.

 

واکنش قهوه اي شدن آنزيمي

گروه اول يا واکنش هاي قهوه اي شدن آنزيمي، در محصولاتي چون زردآلو، سيب، هلو، گلابي، موز، انگور و سبزيجاتي مانند سيب زميني، قارچ، کاهو و فرآورده هاي دريايي مانند ميگو اتفاق می‌افتد. ايجاد برش و پوست کندن و يا آسيب ديدگي و له شدگي اين محصولات باعث آزاد شدن آنزيم پلي فنولاز موجود در بافت آنها مي شود، اين آنزيم در حضور اکسيژن ها باعث اکسيده شدن ترکيبات مونوفنولي مواد غذايي نامبرده و ايجاد ترکيبات جديدي به نام کينون ها مي شود. کينون ها در نهايت باعث توليد پيگمان هاي رنگي قرمز و قهوه اي و رنگي شدن مواد غذايي مي گردند.

 

راه هاي جلوگيري از بروز قهوه اي شدن آنزيمی

يکي از راه هاي جلوگيري از بروز قهوه اي شدن آنزيمي در ميوه جات و سبزيجات جلوگيري از تماس اکسيژن با بافت آسيب ديده مي باشد. به طور مثال قرار دادن سيب زميني پوست کنده در داخل آب، همچنين قرار دادن ميوه و سبزي در يخچال هم از بروز اين واکنش جلوگيري مي کند. در صنعت هم از روش هاي مختلفي براي جلوگيري از اين واکنش استفاده مي شود. مانند غير فعال کردن آنزيم يا جلوگيري از تماس اکسيژن با محصول. البته وقوع اين واکنش در تهيه محصولاتي چون چاي، قهوه و کاکائو مفيد و مطلوب مي باشد، زيرا رنگ، عطر و طعم مطلوب براي فرآورده ايجاد مي نمايد.

 

واکنش قهوه اي شدن غير آنزيمي

نوع ديگر واکنش هاي قهوه اي شدن، واکنش قهوه اي شدن غير آنزيمي مي باشد که به چندين روش ممکن است رخ دهد:

الف) کارامليزاسيون يا پيروليز قندهاي موجود در مواد غذايي در اثر حرارت زیاد، که باعث بروز رنگ قهوه اي در ماده غذايي مي شود و ترکيب رنگي حاصله همان کارامل شناخته شده مي باشد که در صنايع غذايي به عنوان رنگ دهنده کاربرد دارد.

 

ب) نوع دوم واکنش قهوه اي شدن غير آنزيمي ناشي از تجزيه گرمايي اسيد اسکوربيک موجود در ماده غذايي مي باشد که مي تواند در حضور هوا و يا شرايط بي هوازي رخ بدهد. وقوع اين واکنش باعث تخريب کامل اين ويتامين ضروري می‌شود.

 

ج) نوع سوم و مهمترين نوع واکنش قهوه اي شدن غير آنزيمي واکنش ميلارد (نام کاشف فرانسوي واکنش ) مي باشد. اين واکنش در طيف وسيعي از مواد غذايي مثل انواع نان و بيسکويت، کيک ها، مغزها و گوشت ها رخ مي دهد و فرآورده هاي ناشي از آن وارد رژيم غذايي روزانه افراد جامعه مي شود.

 

از زمان کشف واکنش قهوه اي شدن در سال 1912 توسط ميلارد، دانشمندان علوم غذايي بر روي مکانيسم هاي قهوه اي شدن، اثرات آن بر خواص ارگانولپتيکي، ظاهري، شيميايي و صنعتي غذاها پژوهش‌های بسياري را انجام داده اند، ولي اثرات آنها در تغذيه و سلامت انسان کمتر مورد توجه بوده است.

 

قهوه اي شدن غير آنزيمي يا واکنش ميلارد در علم غذا بسيار مهم مي باشد و نتيجه آن مي تواند مطلوب يا نامطلوب باشد. واکنش میلارد بيشتر در بین پروتئين ها و قندهاي احياکننده موجود در غذا انجام مي گيرد و در نهايت به ايجاد ترکيبات رنگي و برخي مواد طعم زا در ماده غذايي منتهي مي گردد. واکنش میلارد در برخي مواد که رنگ و طعم ناشي از آن مهمتر مي باشد، مانند تشکيل پوسته نان مفيد، ولي در قهوه اي شدن شير استرليزه شده و تبخير شده نامطلوب مي باشد. تغييرات تغذيه اي ناشي از واکنش میلارد شامل تغيير در متابولسيم پروتئين ها، اختلال در متابوليسم مواد معدني، بروز مسموميت، توليد مواد موتاژن و کارسينوژن و تخريب اسيد اسکوربيک مي باشد.

 

تأثير واکنش ميلارد در کاهش ارزش تغذيه اي پروتئين ها :

واکنش ميلارد به چند طريق باعث کاهش ارزش تغذيه اي و کفايت پروتئيني مواد غذايي مي گردد. اول اينکه اين واکنش بين اسيد آمينه آزاد پروتئين ها و يک قند احيا کننده مانند گلوکز موجود در مواد غذايي رخ مي دهد، بنابراين اسيد آمينه درگير در اين واکنش، ارزش تغذيه اي خود را از دست مي دهد. براي مثال ايجاد رنگ قهوه اي در پوسته نان نشان دهنده ي وقوع اين واکنش بين پروتئين گندم (گلوتن) با کربوهيدرات هايي مانند گلوکز مي باشد. در اين ميان اسيد آمينه ليزين به دليل دارا بودن گروه آمين آزاد به سهولت در اين واکنش وارد می‌شود و نابود مي گردد.

 

به طوري که ميزان نابودي اين اسيد آمينه طي پخت نان 25 درصد، در بيسکويت 61 درصد و درشير خشک حدود 40 درصد مي باشد. از آنجايي که ليزين يک اسيد آمينه ضروري می‌باشد و بعضي از مواد غذايي به طورطبيعي دچار کمبود آن هستند، نابود شدن آن طي نگهداري يا فرايند کردن مواد غذايي به ويژه در طبقات اجتماعي آسيب پذير مسئله ساز مي باشد.

 

تأثير بر هضم پروتئين ها :

در اثر ايجاد اتصال بين اسيد آمينه پروتئين و عامل احياء کننده کربوهيدرات، قابليت هضم پروتئين ها کاهش يافته و بدين صورت ارزش پروتئيني مواد غذايي کم مي گردد. ترکيبات جديد حاصله قابل شناسايي براي آنزيم هاي هضمي نمي باشند.

 

تأثير بر آنزيم هاي پپتيداز:

برخي از ترکيبات به دست آمده از واکنش ميلارد از فعاليت آنزيم هاي پروتئوليتيک مانند آنزيم هاي پپسين، تريپسين و کربوکسي پپتيداز جلوگيري مي کنند. بنابراين واکنش میلارد نه تنها مستقيماً با درگير کردن برخي از پروتئين ها ارزش غذايي را کاهش مي دهد، بلکه از هضم ساير پروتئين هاي موجود در غذا هم که وارد اين واکنش نشده اند، جلوگيري مي کند.

 

تخريب اسيد اسکوربيک :

در غذاهايي که مستعد واکنش ميلارد مي باشند، معمولاً تخريب اسيد اسکوربيک به طور کامل انجام مي شود.

 

اختلال در متابوليسم مواد معدني :

پيگمان هاي قهوه اي پليمريکي که طي واکنش ميلارد توليد مي شوند  ملانوئيدن ها)، به شیوه عوامل باند شونده با کاتيون هاي فلزي عمل مي کنند که از اين طريق بر فراهم زيستي مواد معدني اثر مي گذارند. نشان داده شده است که رژيم هاي حاوي فرآورده هاي ميلارد باعث اختلال در جذب کلسيم و افزايش دفع ادراري آن شده اند، بنابراين مصرف مواد غذايي که دستخوش واکنش ميلارد شده اند، جذب مواد معدني موجود در رژيم غذايي را کاهش مي دهد.

 

مسموميت زايي فراورده هاي ميلارد :

متابوليت هاي حاصل از واکنش ميلارد براي بدن سمي مي باشند و عوارض متعددي را ممکن است سبب شوند، براي مثال کاهش وزن، نکروز کبدي، هپاتومگالي (بزرگ شدن کبد) و نفرومگالي (بزرگ شدن کليه) در موش هاي تغذيه شده با غذاهاي حاوي فرآورده هاي ميلارد گزارش شده است. تحقيقات در مورد اثر مسموميت زاي آنها در مورد انسان در حال انجام است.

 

موتاژن زايي و سرطان زايي فرآورده هاي ميلارد :

فراورده هاي ناشي از واکنش ميلارد در سيستم هاي آزمايشگاهي باعث بروز سرطان و جهش هاي ژنتيکي شده است که موتاژن زايي فراورده هاي ميلارد مربوط به قسمت آلکيل ايميديازول اين فرآاورده ها و آمين هاي آروماتيک (که از طريق حرارت دادن آمينواسيدها توليد مي شوند ) مي باشد.

 

تأثير متقابل واکنش ميلارد و اکسيداسيون چربي ها :

واکنش ميلارد و پراکسيداسيون چربي ها دو واکنش مهم شيميايي مي باشند و معمولاً با هم تداخل دارند. ليپيدها به دليل توانايي اکسيد شدن در واکنش ميلارد مؤثر هستند، همچنين فرآورده هاي ميلارد بر اکسيداسيون چربي اثر دارند. اين فرآورده ها در برخي حالات باعث تسريع اکسيداسيون و در مواقعي باعث کاهش سرعت آن مي شوند.

 

اثرات مفيد واکنش ميلارد :

در کنار تأثيرات مضر واکنش ميلارد خواص مفيدي هم براي آن ذکر شده است که اکثراً کاربرد صنعتي دارند، براي مثال برخي از فرآورده هاي واکنش ميلارد خاصيت آنتي اکسيداني بسيار قوي دارند و مانع اکسيداسيون LDL در بدن مي شوند و عامل مؤثري در جلوگيري از آترواسکلروز و ساير بيماري هاي ناشي از استرس اکسيداتيو مي باشند. همچنين برخي از ترکيبات به دست آمده از واکنش میلارد باعث بهبود و تخفيف عوارض ناشي از هيلکوباکترپيلوري در مدل هاي تجربي شده است و مي توان آنها را جايگزين درمان دارويي فعلي نمود.

 

نتيجه گيري:

همان طوري که مي دانيم، هدف از تغذيه فقط مصرف يک فرآورده غذايي نيست، بلکه اين فرآورده از لحاظ کيفي نيز بايد داراي ويژگي هاي خاصي باشد و در کنار رنگ، طعم و خواص ظاهري مطلوب، داراي خواص تغذيه اي مناسبي هم باشد، چه بسا فرآورده هايي که از لحاظ ظاهري تمامي ويژگي هاي محصول مورد نظر را دارا هستند، ولي فاقد ارزش تغذيه اي قابل توجهي مي باشند و حتي گاهي هم مضر هستند. يکي از واکنش هايي که در سطح وسيعي در حين فرآوري مواد غذايي رخ مي دهد، واکنش ميلارد است.

 

عوامل مختلفی در بروز واکنش میلارد نقش دارند، از جمله روش پخت مواد غذايي و درجه حرارت مورد استفاده، به طوري که کباب کردن در دماي 225 درجه سانتيگراد و سرخ کردن در دماي 177 درجه سانتيگراد، باعث افزايش سرعت وقوع واکنش مي شوند و بعد از آنها ، روش هاي برشته کردن و آب پز کردن قرار مي گيرند. بنابراين آب پز کردن مواد غذايي روشي ايمن براي تهيه مواد غذايي مي باشد. در بين عوامل مؤثر در سرعت واکنش ميلارد، درجه حرارت پخت و روش پخت مؤثرتر از زمان پخت مي باشند. افزايش درجه حرارت به شکل مشخصي باعث تسريع واکنش ميلارد مي گردد.

خشک بودن ماده ي غذايي و کم بودن رطوبت هم از ديگر عوامل تسريع کننده واکنش میلارد است و اين امر دليل ديگري بر ترجيح روش آب پز کردن نسبت به ساير روش ها مي باشد، همچنين واکنش میلارد در PH خنثي تسريع مي شود و با کاهش PH به سمت اسيدي از سرعت واکنش کاسته مي شود. بنابراين مي بايست در تغذيه روزمره سعي شود در کنار انتخاب ماده اوليه مناسب از روشي ايمن برای فرآوري مواد غذايي استفاده گردد تا از تشکيل ترکيبات مضر جلوگيري شده و ارزش تغذيه اي ماده غذايي هم بالا برود.

 

 

 

تولید نور توسط کرم های شب تاب نتیجه یک واکنش شیمیایی است با عنوان زیست‌تابی که در عضو ویژه‌ای که عموما در قسمت تحتانی شکم حشره واقع شده است انجام می‌گیرد.

کرم شب تاب

کرم شب تاب (به انگلیسی: Firefly) بر خلاف نامش از خانواده حشرات و زیرمجموعه سوسک‌ها و زیرشاخه غلاف پران یا قاب بالان می‌باشد. کرم‌های شب تاب نور سرد تولید می‌کنند که فاقد طیف‌های فروسرخ و فرابنفش می‌باشد. این نور که طول موج آن از ۵۱۰ تا ۶۷۰ نانومتر متغیر است می‌تواند به رنگ‌های زرد، سبز یا قرمز کم‌رنگ دیده شود.

 

تاکنون در حدود ۲۰۰۰ گونه کرم شب تاب در نواحی معتدل و گرمسیری شناسایی شده است. بسیاری از کرم های شب تاب در مناطق مردابی و جنگلی، جایی که لاروهایشان به منابع غذایی دسترسی داشته باشند زندگی می‌کنند. در بین بیشتر گونه‌ها هر دو جنس نر و ماده توانایی پرواز دارند. اما در بین بعضی گونه‌ها، جنس ماده قادر به پرواز نمی‌باشد.

 

علت تولید نور توسط کرم شب تاب

دانشمندان پیشتر بر این عقیده بودند که کرم شب تاب با تولید نور شفقی فسفری شان موجب جلب توجه جنس مخالف برای جفتگیری و یا صید برای شکار می‌شوند. اما تحقیقاتی که اخیرا توسط گروهی از محققین انجام شده است نشان می‌دهد که کرم‌های شب تاب از نوردهی به عنوان یک سیستم دفاعی برای مقابله با شکارچیان استفاده می‌کنند. حشرات دیگر با دیدن نور کرم شب تاب به آنها نزدیک نمیشوند و قورباغه نیز علاقه چندانی به شکار آن ندارد. تحقیقات نشان داده است که حتی اگر کرم شب تاب بر فراز آب پرواز کند، ماهیها و حتی کوسه از آن میترسند و فرار میکنند.

 

مکانیسم تولید نور توسط کرم شب تاب

کرم شب تاب قادر است‌ در زمان‌ بسیار كوتاهی‌ به‌ میزان‌ قابل‌ توجهی‌ نور تولید كند. تولید نور به‌ وسیله‌ این‌گونه‌ حشرات‌ با روش‌ خاصی‌ انجام‌ می‌گیرد. آنها نور را توسط‌ یك‌ ماده‌ شیمیایی‌ یا پروتیینی به‌نام‌ “لوسی‌ فرین‌” تولید می‌كنند كه‌ این‌ ماده‌ جالب‌ تقریبا شبیه‌ به‌ كلروفیل‌ موجود در گیاهان‌ است‌ و همانگونه‌ كه‌ انرژی‌ نور توسط‌ كلروفیل‌ به‌ مواد شیمیایی‌ تبدیل‌ می‌شود، در این‌ حشرات‌ عكس‌ این‌ عمل‌ با كمك‌ ماده‌ای‌خاص‌ انجام‌ می‌پذیرد. از واکنش “لوسی فرین” با اکسیژن نور زرد-سبز رنگی تولید میشود. البته‌ برخلاف‌ نور تولیدشده‌ در لامپها و یا شمعها، نوری‌ كه‌ توسط‌ این‌گونه‌ جانداران‌ تولید می‌شود هیچ‌گونه‌ گرمایی‌ را به‌ همراه‌ ندارد.

 

این واکنش شیمیایی در قسمت شکم حشره و زیر پوست آن انجام میشود. قسمت داخلی شکم کرم شب تاب طوری ساخته شده است که نور ایجاد شده را به راحتی به بیرون منعکس میکند. تخم بعضی از کرم های شب تاب حتی درخشش خاص خود را دارند و قبل از اینکه از پیله بیرون بیایند نور افشانی میکنند.

 

 

 

 

شامپوها فرمول های تمیز کننده ای هستند که برای طیف گسترده ای از کاربردها از جمله بهداشت فردی، حیوانات خانگی و فرش مورد استفاده قرار می گیرند. بیشتر شامپوها تقریباً به شیوه مشابهی ساخته می شوند. آنها در درجه اول از مواد شیمیایی ای به نام سورفکتانت تشکیل شده اند. سورفکتانت دارای این توانایی خاص است که مواد روغنی روی سطوح را احاطه می کند و اجازه می دهد این مواد با آب شسته شوند. اغلب شامپوها چنان که گفته شد برای بهداشت فردی، به خصوص برای شستن مو مورد استفاده قرار می گیرند.

 

 تاریخچه ساخت شامپو

قبل از درست شدن شامپو، افراد معمولاً صابون را برای بهداشت فردی مورد استفاده قرار می دادند. اما صابون معایب مشخصی از جمله تحریک کننده بودن برای چشم ها و همچنین ناسازگار بودن با آب سخت را دارد که حالت گرفته ای روی موها ایجاد می کند. در اوایل دهه 1930، اولین شامپو با مواد شوینده مصنوعی ساخته شد اما هنوز هم چند ایراد داشت. در دهه 1960 فناوری جدید مواد قوی شوینده ای را در اختیارما قرار داد که ما امروزه مورد استفاده قرار می دهیم.

 

در طول سال ها، فرمولاسیون شامپوها پیشرفت زیادی کرده است. مواد شوینده جدید برای پوست و چشم ها کمتر تحریک کننده اند و کیفیت محیط و بهداشت را بهبود داده اند. همچنین فناوری مواد پیشرفت کرده است و امکان ترکیب هزاران ماده مفید را در شامپوها به وجود آورده است. همه اینها احساس حالت بهتر و پاک شدگی بیشتر را به ما می دهد.

 

مواد خام مورد استفاده در شامپوها چیست؟

شامپوهای جدید در ابتدا به وسیله شیمیدانانی که در زمینه لوازم آرایشی و بهداشتی کار می کردند و در آزمایشگاه درست شدند. این دانشمندان اولین گام ها برای تعیین این که فرمول شامپو باید چه ویژگی هایی داشته باشد را برداشتند. آنها باید درباره ویژگی های مرتبط با زیبایی و ظرافت شامپو مانند سفتی، رنگ و این که بویش باید شبیه چه باشد تصمیم گیری می کردند.

 

همچنین ویژگی های عملکردی، مانند میزان پاک کنندگی شامپو، حباب های حاصل از آن و میزان تحریک کنندگی اش را نیز در نظر می گرفتند. تست هایی که بر روی مصرف کنندگان انجام می گیرند اغلب به تعیین این که شامپو چه ویژگی هایی باید داشته باشد کمک می کنند. هنگامی که ویژگی هایی که شامپو باید داشته باشد شناسایی شدند، فرمولی در آزمایشگاه درست شد. دسته اولیه شامپوها با استفاده از مواد مختلف در لیوان های آزمایشگاهی کوچکی ساخته شدند. اینک تقریباً تمام موادی که می توانند در ساخت شامپوها مورد استفاده قرار گیرند طبقه بندی شده اند.

مهم ترین مواد تشکیل دهنده فرمولاسیون شامپو، آب، مواد تمیز کننده، تقویت کننده کف، سفت کننده ها، مواد نرم کننده، مواد نگهدارنده، بهبود دهنده ها و مواد افزودنی خاص هستند.

 

- آب، اولین ماده موجود در شامپو 

ماده اولیه همه شامپوها آب است، به طور معمول حدود 70-80٪ از کل فرمول را آب تشکیل می دهد. آب مقطر که به طور خاص برای برداشتن ذرات مختلف و یون ها به کار می رود، در شامپو نیز مورد استفاده قرار می گیرد. منبع این آب می تواند چاه های زیرزمینی، دریاچه ها و یا رودخانه ها باشد.

 

- مواد تمیز کننده

دومین ماده فراوان در شامپو مواد اولیه تمیز کننده است. مواد تمیز کننده شامپوها به نام سورفاکتانت هم شناخته می شوند. سورفکتانت ماده پاک کننده فعال در شامپوها است به این معنی که می تواند با سطح واکنش نشان دهد. ماهیت شیمیایی یک سورفاکتانت اجازه می دهد تا ماده روغنی را محاصره کند و گیر بیندازد. بخشی از مولکول سورفاکتانت با روغن سازگار (قابل حل) است در حالی که بخش دیگر قابل حل در آب است.

 

به طور معمول حدود 70-80٪ از کل فرمول شامپو را آب تشکیل می دهد

 

هنگامی که یک شامپو برای مو یا پارچه مورد استفاده قرار می گیرد، بخش محلول روغن در رده مواد چرب قرار می گیرد در حالی که بخش محلول در آب همراستای آب است. هنگامی که تعدادی از مولکول های سورفاکتانت طبق آن چه که گفته شد به خط می شوند، ساختاری که به عنوان میسل شناخته می شود را تشکیل می دهند. روغنی که میسل دارد در وسط گیر می افتد و می تواند با آب شسته شود، در نتیجه شامپو قدرت پاک کنندگی پیدا می کند.

 

سورفاکتانت ها از ترکیباتی به نام اسیدهای چرب به دست می آیند. اسیدهای چرب به طور طبیعی در منابع مختلف گیاهی و حیوانی یافت می شوند. موادی که اغلب برای ساخت سورفاکتانت مورد استفاده در شامپوها به کار می روند از روغن نارگیل، روغن هسته خرما و روغن سویا استخراج می شوند. برخی از مواد اولیه تمیز کننده ای که در شامپو مورد استفاده قرار می گیرند دارای فرمول آمونیوم لوریل سولفات، سدیم لوریل سولفات، و سدیم لوریل اتر سولفات هستند.

 

- تقویت کننده کف در شامپو

علاوه بر سورفاکتانت تمیز کننده، انواع دیگری از سورفکتانت ها به شامپوها اضافه می شوند تا ویژگی های مربوط به کف این فرمول را بهبود دهند. این مواد که آلکانول آمیدها نامیده می شوند، به افزایش میزان کف و اندازه حباب ها کمک می کنند. مانند مواد اولیه تمیز کننده، آنها نیز از اسیدهای چرب به دست آمده اند و هر دو ویژگی محلول در آب و محلول در روغن را دارند. نمونه این مواد عبارتند از لورامید DEA و یا کوکامید  .DEA

 

- سفت کننده ها

آلکانول آمید ها که کف شامپوها را می سازند نیز تا حدی فرمولاسیون را سفت تر می کنند. با این حال از مواد دیگری نیز استفاده می شوند تا ویسکوزیته افزایش یابد. به عنوان مثال، متیل سلولز که از سلولز مشتق شده در شامپوها مورد استفاده قرار می گیرد تا آنها را سفت تر کند. کلرید سدیم (نمک) نیز می تواند برای افزایش سفتی شامپوها مورد استفاده قرار گیرد.

 

- مواد نرم کننده 

برخی از مواد هم به شامپو اضافه می شوند تا اثرات گاهی اوقات زبر و خشن کننده سورفاکتانت را بر روی مو و پارچه خنثی کنند. عوامل نرم کننده معمولی شامل پلیمرها، سیلیکون ها و عوامل چهار جزیی هستند. هر یک از این ترکیبات روی سطح مو ته نشین می شوند و احساس ما و میزان نرمی را بهبود می بخشند در حالی که بار ساکن را نیز کاهش می دهند.

 

شامپوهایی که ویژگی نرم کنندگی را به طور خاص و به عنوان مزیت در خود دارند شامپوهای 2 در 1 نامیده می شوند زیرا که مو را همزمان هم تمیز و هم نرم می کنند. نمونه هایی از مواد نرم کننده شامل این موارد است: گوار کلرید هيدروكسی پروپيل تريمونيوم که یک پلیمر است، دایمتیکون که یک سیلیکون است و كواترنيوم  80 که یک عامل چهار جزیی است.

 

 - بهبود دهنده ها

مواد دیگری به فرمول شامپو اضافه می شود تا ویژگی های خاصی را بهبود دهند. مات کننده ها اضافه می شوند تا فرمول را مات کنند و به آن رنگ و درخشش مرواریدوار بدهند. موادی که به عنوان عوامل کمپلکس دهنده شناخته می شوند به فرمول شامپو اضافه می شوند تا اثرات سست کنندگی ناشی از آب سخت را جبران کنند. اسیدها یا بازهایی مانند اسید سیتریک و یا هیدروکسید سدیم نیز اضافه می شوند تا pH شامپو را تنظیم کنند به طوری که مواد پاک کننده امکان تمیز کنندگی مطلوب را فراهم کنند.

 

- مواد نگهدارنده

از آنجایی که شامپوها از آب و ترکیبات آلی ساخته شده اند، آلوده شدن آنها به باکتری ها و سایر میکروب ها امکان پذیر است. بنابراین مواد نگهدارنده اضافه می شوند تا از رشد آنها جلوگیری شود. دو تا از رایج ترین مواد نگهدارنده ای که در شامپوها مورد استفاده قرار می گیرند هیدانتوئین DMDM و متیل پارابن هستند.

 

- مواد افزودنی ویژه 

یکی از عوامل اصلی مؤثر بر خرید شامپو رنگ و بوی آن است. برای بهبود این ویژگی ها، تولید کنندگان روغن های معطر و مورد تأیید دولت را اضافه می کنند. دیگر مواد افزودنی ویژه نیز می توانند اثر مشابهی داشته باشند. مواد طبیعی مانند عصاره های گیاهی، روغن های طبیعی، پروتئین ها و ویتامین ها همگی از ویژگی های خاصی بهره مندند و به فروش شامپوها کمک می کنند. مواد افزودنی مانند پریتیون روی هم برای مشکل شوره سر به کار می روند. افزودنی های دیگر رنگ هایی هستند که می توانند مو را رنگ کنند.

 

 

 

چگونگی تشکیل رعد و برق

بر اثر برخورد ابرهای دارای بارهای غیر همنام، واکنش‎های الکتریکی شدیدی به صورت نور و صدای شدید بنام صاعقه یا رعد و برق تولید می‎گردد و براساس مطالعات به عمل آمده توسط متخصصین تعداد رعد و برق در هر لحظه در سراسر دنیا بین 1500 تا 2000 بار می‎باشد.

 

این پدیده یک تخلیه ی الکتریکی شدید و بسیار سریع در هواست و همین تخلیه الکتریکی است که نور و صدا تولید میکند؛ در هنگام رعد و برق، برق در جریانات هوایی ِبالا و پایین ِ قوی داخل ابرهایی موسوم به کومولونیمبوس تاریک شکل می گیرد ؛ در این شرایط قطرات آب، تگرگ و کریستال های یخ با یکدیگر برخورد می کنند، دانشمندان عقیده دارند که این برخوردها بارهای الکتریکی را در ابر به وجود می آورد ؛ بارهای الکتریکی منفی و مثبت در ابر از یکدیگر جدا می شوند، بارهای منفی به بخش پایین تر ابر سقوط می کنند و بارهای مثبت در بخش های میانی و بالاتر می مانند، موقعی که اختلاف بارها به قدر کافی بزرگ می شود، یک جریان الکتریسیته از ابر به پایین و به زمین جریان پیدا می کند یا از یک بخش ابر به بخش دیگر یا از یک ابر به ابر دیگر جریان می یابد، که این بار معمولا مثبت و روی سطح زمین بار منفی القا میکند.

 

به این ترتیب مجموعة ابر، هوا و زمین به یک خازن بسیار بزرگ تبدیل میشود که لحظه به لحظه بار آن بیشتر میشود و بنابراین اختلاف پتانسیل دو قطب آن افزایش پیدا میکند، بالاخره مقدار این بار الکتریکی آنقدر زیاد میشود که اختلاف پتانسیل بین ابر و زمین به 10 تا 100 میلیون ولت میرسد و میدان الکتریکی حاصل از چنین اختلاف پتانسیلی میتواند هوا را با اینکه در حالت عادی نا رسانا ست در یک سیر خاص یونیزه و آنرا به رسانا تبدیل میکند و به محض اینکه چنین سیری از مولکولهای یونیزه رسانا از ابر تا زمین ایجاد شود بارهای الکتریکی به طرف هم حرکت می کنند و در عرض 0.0001 ثانیه جریان وحشتناکی در حدود 30 هزار آمپر از هوای یونیزه میگذرد.

  

اما هر جریانی ضمن عبور از ماده با مقاومت اتمهای آن روبرو میشود و این مقاومت بخشی از انرژی الکتریکی را به گرما تبدیل میکند. با استفاده از اصول اولیه الکترومغناطیس میتوانید تخمین بزنید این جریان در ولتاژ 10 میلیون ولت، توان گرمایی در حدود 100 میلیارد وات دارد و میتواند گرمایی در حدود 10 میلیون ژول ایجاد کند ؛ این گرما باعث میشود دمای هوا در مسیر آذرخش به 30 هزار درجه سانتی گراد برسد.

 

این تغییر ناگهانی دما (از حدود 300 کلوین به 300 هزار کلوین) حجم هوا را 100 برابر میکند و این یعنی یک انفجارِ واقعیِ انبساطِ سریع و شدید هوا ، که یک موج ضربتی(shock wave) در هوای اطراف ایجاد میکند و امواجی را با فشار بین 10 تا 30 اتمسفر بوجود می‎آورد، که با سرعت صوت و به شکل تندر یا رعد به گوش ما میرسد، اما گرمای ایجاد شده غیر از انبساط بلاهای دیگری هم سر مولکولهای هوا میاورد ، جریان شدیدی که از هوا میگذرد ، آن را گرم میکند و به تابش وا میدارد و تابشی است که یک مسیر نورانی بین ابر و زمین ایجاد میکند.

 

 

وقتی درباره بارش در دیگر سیارات از شما سؤال می‌شود کاملا حق دارید که بلافاصله به یاد آب بیفتید؛ اما در اشتباهید؛ زمین تنها سیاره‌ای است که آب مایع دارد؛ در حقیقت پدیده بارش باران از ابر در دیگر سیارات هم وجود دارد اما این بارش‌ها دیگر باران نیست. حتی نزدیک به آن هم نیست.

 

 اینجا بر روی زمین، ما انسان‌ها به نوع خاصی از بارش باران عادت کرده‌ایم اما بهتر است به موادی که در دیگر سیارات باریده می‌شوند نیز نگاهی بیندازیم:

 

بارش در سیاره زحل

سالانه حدود 1000 تن الماس بر سطح زحل می‌بارد. البته این در حد یک تئوری است و از سوی محققان ناسا عنوان شده است. بر اساس یافته‌ها به احتمال زیاد در سیاره زحل، نپتون، مشتری و برخی دیگر از سیارات باران الماس می‌بارد اما شرایط زحل برای این بارش‌ها از سایرین بهتر است.

 

بارش در سیاره زهره

در زهره بارش باران از جنس اسیدسولفوریک بسیار داغ را داریم. اتمسفر زهره پر از ابرهای اسیدسولفوریک است اما از آنجا که سطح سیاره دمایی به اندازه 894 درجه فارنهایت یا 480 درجه سلسیوس دارد، این قطره‌های باران اسیدی قبل از این که به گاز تبدیل شوند، خود را به فاصله 15.5 مایلی سطح سیاره می‌رسانند.

 

بارش در مریخ و مشتری

علاوه بر این‌ها، در مریخ پدیده بارش یخ خشک، در مشتری بارش هلیوم مایع و در خورشید بارش پلاسما وجود دارد، اما هنوز هم زمین تنها سیاره باران‌های آبی است.

 

بارش در تیتان

بر روی تیتان که بزرگترین قمر مشتری است، باران‌های توفان‌زایی از جنس متان یخ زده می‌بارد. همانطور که زمین دارای چرخه آب است، تیتان هم چرخه متان دارد و بارش متان در این قمر فصلی‌ است. متان باریده شده دریاچه‌ها را پر می‌کند، دریاچه‌ها بعد از آن تبخیر می‌شوند و بخار مجددا به شکل ابرهایی از متان در می‌آید و همه چیز دوباره آغاز می‌شود. از آنجا که دمای سطح تیتان سرد و منفی 290 درجه فارنهایت یا منفی 179 درجه سانتیگراد است، متان در این سیاره به حالت مایع در می‌آید. کوه‌هایی از یخ جامد نیز در این قمر مشتری مشاهده می‌شود.

 

 

 

فسیل یا سنگواره

منظور از فسیل هاى اندامى، بقایاى حقیقى موجودات زنده مى باشند که در حالات بسیار مساعد شکل آن ها با شکل موجود زنده اصلى اولیه کاملا تطبیق مى کند و تغییر زیادى در آن صورت نگرفته است.

فسیل چیست؟

معناى لغوى فسیل عبارت است از چیزى که از حفارى به دست آمده باشد. به عبارت دیگر فسیل ها، اجساد و بقایا و آثار موجوداتى مى باشند که پس از مرگ در بین رسوبات دفن شده و همراه با آن ها تحت تاثیر پدیده سنگ شدگى ( دیاژنز ) قرار گرفته اند.

 

بنابراین فسیل ها انواع باقیمانده جانورى و گیاهى نظیر جسم حیوانات و استخوان هاى مربوط به آن ها، تنه گیاهان قدیمى و ساختمان شان، کرم هاى نرم، ستاره هاى دریایى و غیره ( از نقطه نظر تشریحى ) و آثار و مواد به جامانده از آن ها نظیر فضولات، مدفوع، تخم ها ( آثار طبیعى ) و اثر لانه ها، آشیانه ها، رد پاها ( آثار مصنوعى ) را شامل مى شود و تمامى این ها به طور مستقیم توسط موجودات که در گذشته مى زیسته اند، به وجود آمده اند. بدین ترتیب براى آن که یک شى فسیل به حساب آید، بایستى بقایا و یا آثار فعالیت زیستى موجودات گذشته باشد.

 

انواع فسیل ها

 به طور کلى فسیل ها را به دو گروه تقسیم مى نمایند :

١. فسیل هاى اندامى

٢.  فسیل هاى اثری

 

منظور از فسیل هاى اندامى، بقایاى حقیقى موجودات زنده مى باشند که در حالات بسیار مساعد شکل آن ها با شکل موجود زنده اصلى اولیه کاملا تطبیق مى کند و تغییر زیادى در آن صورت نگرفته است. اما فسیل هاى اثرى علائم غیر مستقیم حیات هستند که توسط موجودات بر جاى گذاشته شده اند. جاى پاهاى دایناسور، اثرات ناشى از خزیدن تریلوبیت ها و سایر شواهد فرآیندهاى حیات همچون فضولات و مدفوعات که به صورت فسیل در آمده اند همگى جزء فسیل هاى اثرى محسوب مى گردند.

 

چگونگی تشکیل فسیل

فسيل های بخش هاي سخت (مانند استخوان ها و دندان ها) به صورت زير تشكيل شده اند:

1- بعضي از جانوران به سرعت بعد از مرگشان دفن شده اند (با دفن شدن زير گل و لاي يا دفن شدن در توفان شن و غيره).

2- با گذشت زمان رسوبات بيشتر  و بيشتري بقاياي جانور را پوشانده است.

3- بخش هايي از جانوران كه پوسيده و فاسد نشده (معمولاً بخش هاي سخت تر مثل استخوان ها و دندان ها) در زیر رسوبات تازه شكل گرفته دفن می شود.

4- در شرايط مساعد (بدون وجود لاشخورها، دفن سريع، نبودن تغييرات آب و هوايي خيلي زياد)، بخش هاي بدن جانور در طول زمان به فسيل تبديل مي شود.

 

5- بعد از مدت زماني طولاني، مواد شيميايي موجود در بدن جانور دفن شده تحت يك سري از تغييرات قرار مي گيرد. به طوري كه استخوان به آهستگي مي پوسد و فاسد مي شود، آب با مواد معدنيش به داخل استخوان رسوخ مي كند و مواد شيميايي داخل استخوان را با مواد معدني سنگ مانند جايگزين مي كند. فرايند فسيل شدن به نحوه جايگزيني  و حل شدن موادمعدني اصلي در شيء با مواد معدني ديگر بستگی دارد.

 

6- اين فرايند نتيجه اش يك كپي سنگ مانند سنگين از شيء اصلي است- یعنی يك فسيل. فسيل همان شكل شيء اصلي را دارد، اما از نظر شيميايي بيشتر شبيه به سنگ است. مقداري از هيدروكسي-اپتي اصلي (يك ماده اصلي سازنده استخوان) باقي مي ماند، اگرچه فسیل از سيليكا (سنگ) اشباع شده.

 

مکانهای مناسب برای تشکیل فسیل

از مناسب‌ترین مکان‌ها برای تشکیل فسیل یا سنگوارها می‌توان به حاشیه دلتاها و پیرامون کوه‌های آتشفشانی قدیمی که خاکستر از آنها متصاعد می‌شود و دریاهای کم عمق و یخچال‌ها و باتلاق‌ها نام برد. بیشتر دانشمندان معتقدند که فسیل‌ها در دریاهای قدیمی قرار داشته‌اند و در بین مواد رسوبی قرار گرفته‌اند و در اثر فشار و گرمای زیاد، به این شکل در آمده‌اند.

 

چرا فسيل ها به رنگ سنگند؟

به خاطر اين كه آنها سنگ هستند. يك شيء فسيل شده دقيقاً يك مدل سنگي از يك شيء باستاني است. يك فسيل نسبت به شيء اصلي از مواد متنوع تري ساخته شده است. در طول فرايند فسيل شدن، اتم هاي اصلي با مواد معدني جديد جايگرين مي شوند. به طوري كه يك فسيل همان رنگ (يا تركيب شيميايي) شیء اصلي را ندارد. فسيل ها رنگ هاي زيادي دارند و از انواع بسيار مختلفي از مواد معدني ساخته شده اند. رنگ فسيل به اين بستگي دارد كه سنگ احاطه كننده چه تركيبي دارد.

همچنين بعضي از فسيل هاي پوست (و بخش هاي نرم  ديگر) پيدا شده اند. رنگ پوست هم درطول دوره فسيل شدن حفظ نمي شود. همه آنچه كه امروزه باقي مانده يك مدل سنگي از شيء اصلي است.

 

چگونه فسیل ها را بیابیم؟

تکنیک ها و روش هاى مشخصى وجود دارند که دیرین شناسان از آن ها براى یافتن فسیل ها استفاده مى کنند. نباید اینطور تصور نمود در مکانى که فسیل یافت نمى شود، موجود زنده اى نیز در گذشته در آن جا نمى زیسته است. چه بسا موجودات زنده بسیارى در گذشته در آن مکان زندگى مى کرده اند اما محیط شرایط لازم براى فسیل شدن موجودات را نداشته است. از این رو است که بایستى خیلى خوش شانس باشیم تا بتوانیم فسیل ها را بیابیم.

 

براى یافتن فسیل قبل از هر جستجو، جمع آورى اطلاعات در مورد فسیلى که به دنبال آن هستیم لازم است. مثلا اگر در جستجوى فسیل هاى گیاهى باشیم اطلاعاتى نظیر این که این فسیل ها در زمان حیات خود چه شرایط زیستى داشته اند و براى فسیل شدن چه مراحلى را گذرانده اند، به ما کمک مى کند که تنها سنگ هاى بخصوصى را جستجو نماییم. به طور کلى آنچه معلوم است احتمال حضور فسیل در سنگ هاى رسوبى به مراتب بیش از سنگ هاى دگرگونى و سنگ هاى آذرین است. بطورى که در بین این سه گروه از سنگ ها قریب به ٩٩% فسیل ها در سنگ هاى رسوبى یافت مى شوند.